تبلیغات
پایگاه راهیان شهادت
 
پایگاه راهیان شهادت
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : انتظار فرج



خواهران و برادران : بیایید جز آن گروه بی انصاف نباشیم. قدری به خود آییم و ببینیم چقدر به فکر امام زمان امام مهدی (عج) هستیم

 سید بن طاووس (رح) می گوید:

شبی در سامرا وارد سرداب امام زمان (عج) شدم.

 صدای ملکوتی امام را در حال مناجات با خالق یکتا ، شنیدم که می فرمودند :

پروردگارا شیعیان از ما هستند ، از زیادی گل ما خلق شده اند و به اب ولایت ما عجین گشته اند

خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما

پروردگارا انها را روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ماخذه مفرما

چنان چه میزان گناهانشان بیشتر و ثوابشان کمتر است

از اعمال من بردار و به ثواب آنها بیفزای

 

خواهر و برادرم : خیال می کنید در مقابل این همه دروغ ها ، غیبت ها ، رباخواری ها ، دنیا پرستی ها وبی حجابی ها و چون حیوانات به خاطر دنیا به جان هم افتادنها و همچنین بی حرمتی به کلام خداوند یعنی قرآن و بی اعتنا بودن به امام زمان (عج) عذاب ندارد

 

به خدا قسم در مقابل این اعمال ما باید از آسمان سنگ ببارد

 

می دانیم چه کسی جلوی این عذاب الهی را گرفته است ؟

آری آن دعاهای شبانه روزی امام زمان (عج) ماست.

 

آخر چقدر بی انصافی و چقدر بی معرفتین !

 

چرا ما به فکر آن حجت الهی نیستیم ؟

تا کی در حضورش مرتکب عصیان (گناه) میشویم .

 

وبه عنوان یک شیعه به جای اینکه زینت آقا امام زمان (عج( باشیم .

 

با اعمالمان دل پاک و مطهرش را به درد میآوریم ؟

 

از آنجا که این اخرین حجت الهی چون آباء و اجدادش مهربان و رئوف و با گذشت است  به جای نفرین بر ما باز هم دعا میکند

 

خدا وکیلی
 دور از انصــاف نیست که آن گوهر پاک ولایـــت

 

صبح تا شب به فکر ما باشد


ولی ما گناه کاران از یاد او غافل باشیم ؟

 

اللهم عجل لولیک الفرج





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : انتظار فرج



بهش گفتم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟


گفت: آره! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره. عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه: عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه .





نوع مطلب : حجاب و عفاف، مهدویت و انتظار، عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : انتظار فرج
این احادیث میتواند كمك شایانی برای شما در انتخاب همسر محبوبتان باشد

ازدواج در اسلام
چنین زنی انتخاب كنید
1. امام صادق علیه السلام فرماید: همسر انسان همانند طوقی است در گردن وی، پس ببین چه طوقی به گردن می‏افكنی (طوق لعنت یا رحمت).
/پاورقی1. جلد 103، صفحه 233 مع/نكاح المستدرك، باب 13، خبر 1 و فیه - فانظر الی ما تقلده-/
2. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید بهترین زنان شما زنی است كه بچه آور، مهربان، پاكدامن، نزد فامیلش عزیز و محترم، و در مقابل شوهر متواضع و فروتن باشد، برای شوهر زینت كند و نسبت به دیگران موقر و بی اعتنا باشد، حرف شوهر را بشنود، فرمانش را گردن نهد، در خلوت در اختیار وی باشد ولی مثل مردان مبتذل نباشد.
/پاورقی2. و، باب 6، خبر 2/ و فی خبر - النساء اربع - ربیع مربع، و جامع مجمع و خرقاء مقمع، و عاقر/
3. علی علیه السلام فرماید: بهترین زنان شما پنج طائفه‏اند، پرسیدند آنها كیانند؟ فرمود: سهل‏گیر، نرمخو، رام، زنی كه چون شوهر خشمگین شود نیارامد تا رضایت او را فراهم كند و بالاخره زنی كه در غیاب شوهر، حیثیت او را نگه دارد، این زن از كاركنان و عمال الهی است، و از لطف خدا ناامید نگردد. زنان برخی پر بركتند، بعضی پر بچه‏اند، یكی در دامان و دیگری در شكم دارند، بعضی نسبت به شوهر بد اخلاقند، بعضی همانند غلهای پر شپش‏اند (غلهائی كه از پوست بوده و گاهی شپش می‏گرفته) كه خداوند به گردن هر (بخت برگشته‏ای) كه بخواهد می‏افكند.
/پاورقی1. و، باب 6، خبر 5/
4. امام باقر علیه السلام فرماید: مردی با پیغمبر در كار ازدواج مشورت كرد حضرت فرمود: آری زن بگیر، ولی زن با ایمان خداشناس خدایت خیر دهد! زن شایسته مانند كلاغ - اعصم - نایاب است پرسید كلاغ اعصم چیست؟ فرمود كلاغی كه یك پایش سفید باشد.
/پاورقی2. م، باب 9، خبر 2/
5. ابراهیم كرخی گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض كردم همسرم از دنیا رفت، زنی همدم و همساز بود اینك به فكر همسر دیگری هستم فرمود: نیك بنگر خود را با كه قرار می‏دهی، و چه كسی را شریك مال و آگاه بر دین و محرم اسرار خود می‏كنی؟ اگر از این كار ناگزیری دوشیزه‏ای پیدا كن نیك رفتار و خوشخوی چه زنان چنانند كه این شاعر وصف كرده:
(این قسمت شعر است. موسسه ام الكتاب)
زنان را گونه‏گون آفریده‏اند = بعضی غنیمتی ارزنده و دلبر و دلربایند.
بعضی چون ماه یك شبه جلوه كنند در برابر شوهر و بعضی چون شب تاریك.
هر كس زنی شایسته به چنگ آرد پیروز گردد و هركس به خطا رود (چون مرغ گرفتار) چاره ندارد.
/پاورقی1. و، باب 6، خبر 1/
6. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید: یكی از تقدیرهای الهی برای مرد مسلمان كه حال او را اصلاح می‏كند زنی است كه چون شوهر او را ببیند خرسند گردد، در غیاب آبروی او را نگه دارد و در حضور فرمانش را - در چهارچوب آنچه اسلام دستور داده - ببرد.
/پاورقی2. و، باب 9، خبر 7/
7. هیچ مسلمان، بعد از اسلام غنیمتی بالاتر از همسر مسلمانی كه مایه انبساط خاطر، و مطیع فرمان، و نگهبان مال و عرض در غیاب شوهر باشد به چنگ نیاورده.
/پاورقی3. و، باب 9، خبر 10/
8. چهار چیز به هر كه داده‏اند خیر دنیا و آخرت داده‏اند بدن صابر، زبان ذاكر، قلب شاكر و زن شایسته.
/پاورقی4. م، باب 8، خبر 2/
9. امام صادق علیه السلام فرماید: سه چیز در همه دورانها كمیاب است، كسی كه برای خدا طرح برادری افكند، همسر شایسته‏ای كه در امر دین یار و یاور باشد، و فرزند رشد یافته، هر كه یكی از این سه نعمت را بیابد خیر دنیا و آخرت یافته و از عالی‏ترین سعادت دنیا برخوردار شده.
/پاورقی1.، جلد 74، صفحه 282 مص/
10. و نیز فرماید: بهترین زنان شما زنی است كه خوشبو، خوش پخت و پز باشد، بجا خرج كند، و بجا امساك نماید چنین زن از كاركنان خداوند است، و كاركن خدا ناامیدی و پشیمانی ندارد.
/پاورقی2. باب 6، خبر 6 نكاح المستدرك/
11. سه چیز مایه آرامش مومن است خانه وسیعی كه نابسامانی‏های زندگی او را بپوشاند، زن شایسته‏ای كه در كارهای دنیا و آخرت یاورش باشد، و بیرون كردن دختر از خانه.
/پاورقی3. باب 9، خبر 13، نكاح المستدرك/
12. زن قیمت ندارد چه خوب و چه بد، خوب را با طلا و نقره نمی‏توان سنجید كه بسی ارجمندتر است، و بد با خاك برابر نیست كه خاك از او برتر است.
/پاورقی. باب 13، خبر 1، نكاح المستدرك/
13. وقتی كه این آیه نازل شد -آنان را كه طلا و نقره را انباشته می‏كنند (و در راه خدا انفاق نمی‏كنند) به عذابی دردناك بشارت بده
[قرآن كریم، سوره مباركه التوبة، آیه 34]
... پیغمبر صلی الله علیه و آله سه مرتبه فرمود: مرگ بر طلا و نقره، گفتند: یا رسول الله پس چه مالی تهیه كنیم؟ فرمود: زبان شكرگو، دل نرم، و همسری كه در امر دین یار و یاور شما باشد.
/پاورقی5. باب 8، خبر 15، نكاح المستدرك/
14. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید: پنج چیز از اسباب سعادت است: زن شایسته، اولاد نیك رفتار، همنشین خوب، فراهم شدن روزی در وطن، و دوستی آل محمد صلی الله علیه و آله.
/پاورقی1. باب 8، خبر 7، نكاح المستدرك/
15. همسر شایسته، خانه وسیع، مركب راهوار، و فرزند صالح از سعادتهای مرد است.
/پاورقی2. باب 8، خبر 5، نكاح المستدرك/
16. به حضرت موسی علیه السلام وحی شد: من به فلان كس خیر دنیا و آخرت یعنی همسر شایسته داده‏ام.
/پاورقی3. م، باب 8، خبر 5/
17. امیر المومنین علیه السلام فرماید: بهترین زنان شما زنان قریشند، با شوهر لطف و صفای بیشتر دارند، با فرزند مهربانترند، در برابر شوهر تسلیمند، و در مقابل دیگران سركش.
/پاورقی. م، باب 8، خبر 3/
18. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید: بهترین زنان امت من (از نظر ازدواج) زنی است كه صورتش زیبا و مهرش كمتر باشد.
/پاورقی5. و، باب 6، خبر 8/
19. بهترین زنان شما آنست كه پاكدامن و راغب باشد.
/پاورقی6. و، باب 6، خبر 7/ و فی خبر آخر اضافة قوله (عفیفة فی فرجها غلمة علی زوجها) نكاح المستدرك، باب 5/
20. دنیا متاعی بیش نیست (یعنی وسیله‏ای است برای گذراندن عمر) و بهترین متاع دنیا همسر شایسته است.
/پاورقی7. م، باب 8، خبر 1/
21. از امام هفتم علیه السلام نقل شده: حساب سه چیز را در قیامت از مومن نمی‏خواهند. غذائی كه می‏خورد، لباسی كه می‏پوشد، و همسر شایسته‏ای كه مددكار و موجب حفظ دین او باشد.
/پاورقی1. م، باب 8، خبر 16/
توضیح: مراد غذا و لباسی است كه از راه مشروع به دست آمده باشد كه در این فرض زحمت محاسبه آن در اجتماع عظیم و محیط طاقت فرسای محشر از چنین شخصی ساقط می‏شود و در غیر این دو قسم طبق روایات كثیره محاسبه خواهد بود.
نظیر فرموده علی علیه السلام (فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب) در حلال آنچه انسان از متاع دنیا جمع‏آوری كرده، روز رستاخیز حساب است و در حرامش عقاب.
و اما غذا و لباس و غیره كه از راه غیر مشروع تحصیل نموده بدون تردید طبق آیات و روایات (لها ما كسبت و علیها ما اكتسبت)
[قرآن كریم، سوره مباركه البقرة، آیه 286]
محاسبه و مجازات دارند.
22. علی علیه السلام فرموده: همسر شایسته چون لباس (عیب‏پوش) است.
/پاورقی2. م، باب 8، خبر 17/
توضیح: چه آنكه هر یك از مرد و زن وقتی كه لایق و شایسته بوده و توافق عقیدتی و اخلاقی داشته باشند اسرار و عیوب و نقائص یكدیگر را مستور خواهند داشت چنانچه خود ازدواج به طور طبیعی سبب این است كه هر دو از شر انحرافات جنسی و طغیان غریزه شهوت مصون بوده عرضشان و آبرویشان محفوظ باشد و لذا قرآن عظیم می‏فرماید: همسرانتان لباس عفت شما و شما لباس عفت آنهائید.
(هن لباس لكم و انتم لباس لهن)
[قرآن كریم، سوره مباركه البقرة، آیه 187]
23. همسر موافق مایه آسایش خاطر است.
/پاورقی1. م، باب 8، خبر 18/
24. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده: با دوشیزگان ازدواج كنید كه دهانهای گواراتر و رحمهای جمع‏تر دارند، یادگیری آنها سریع‏تر و محبتشان پایدارتر است.
/پاورقی2. م، باب 16، خبر 1/
25. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید: هنگام انتخاب همسر از موی او هم تحقیق كنید چنانكه از رویش، چه مو هم مایه زیبایی است.
/پاورقی3. م، باب 20، خبر 2/
26. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید: پیروان هم شأن خود را زن دهید، از همقدران خود زن بگیرید، و برای نطفه‏ها محل مناسب انتخاب كنید.
/پاورقی. م، باب 6، خبر 4/
27. علی علیه السلام فرماید: بهترین صفات زن (در زمینه زناشوئی) بدترین صفات مرد است یعنی كبر، و ترس و بخل، اگر زن متكبر باشد تسلیم غیر شوهر نمی‏شود و چنانچه بخیل باشد مال شوهر را حفظ می‏كند و اگر ترسو باشد از هر پیش آمدی بیمناك است (و قهراً بدام صیاد نمی‏افتد).
/پاورقی5.، صفحه 238 نهج/
28. امام صادق علیه السلام فرماید: بهترین زنان شما زنی است كه هرگاه خشمگین شود، یا شوهر را بغضب آورد به شوهر گوید: دست من در دست تو است تا از من راضی نشوی خواب به چشمم نمی‏رود.
/پاورقی1. م، باب 9، خبر 3/4 نهج/
29. و نیز فرماید: هیچ كس را موهبتی بالاتر از همسری كه دیدارش مسرت بخشد، و سوگند شوهر را عمل نماید، و در غیاب، حیثیت او را محفوظ دارد، نداده‏اند.
/پاورقی2. م، باب 9، خبر 3/4 نهج/
30. زن با ایمان چون خال سفید در (پیشانی) گاو سیاه است (ظاهراً مراد كمیابی است گرچه مثل برای شهرت مناسب است).
/پاورقی3. م، باب 9، خبر 11/
31. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرماید: هیچ كس بعد از ایمان غنیمتی بالاتر از همسر موافق به چنگ نیاورده.
/پاورقی. م، باب 5/
32. پر بركت‏ترین همسر، زنی است كه هزینه ازدواج و زندگیش كمتر باشد.
/پاورقی5. م، باب 5/




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : انتظار فرج

مدت حکومت امام زمان(عج)

امام زمان (عج)

با توجه به اختلاف‌هایی که در زمینه مدت حکومت امام عصر(عج) در روایات وجود دارد، عده‌ای از عالمان و محدثان شیعه و سنی به توجیه این اختلاف‌ها و جمع میان روایات پرداخته‌اند، که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

علامه مجلسی(ره) در این زمینه می‌نویسد:

«اخبار متفاوتی که در زمینه مدت حکومت امام مهدی(عج) وارد شده است، برخی بر همه مدت فرمانروایی آن حضرت، برخی بر زمان استقرار دولت او، برخی بر سال‌ها و ماه‌هایی که در نزد ما وجود دارد و برخی هم بر سال‌ها و ماه‌های طولانی زمان ایشان حمل می‌شود».(1)

نویسنده کتاب «الشیعه و الرجعه» پس از نقل روایات مختلفی که در زمینه مدت حکومت امام مهدی(عج) وارد شده است، می‌نویسد:

«این اقوال در ظاهر متناقض هستند و به هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌توان اعتماد کرد. بله، روایت هفت سال در احادیث سنیان و اخبار ما (شیعیان) تکرار شده است و چه‌بسا این روایت بر دیگر روایات ترجیح داشته باشد؛ زیرا این روایت مطابق با برخی اخبار ماست که می‌گویند مراد از هفت سال، هفتاد سال است و آن حضرت با قدرت خدای تعالی پس از ظهور، این مدت زندگی می‌کند. یعنی هر یک سال [از مدت زندگی ایشان] برابر با ده سال از سال‌های ما خواهد بود. این موضوع در اخبار ما که ائمه حدیث و حافظان علم درایه و حدیث آن‌ها را نقل کرده‌اند، تبیین شده است».(2)

سید صدرالدین صدر(ره) درکتاب خود پس از اشاره به اختلاف روایات وارد شده در زمینه مدت حکومت امام مهدی(عج) به ویژه در روایاتی که از طریق اهل سنت نقل شده است، ابتدا سخنی را از اسعاف الراغبین (ص 155) در ترجیح روایات هفت سال ـ به شرح زیر ـ نقل می‌کند:

«بیشتر روایات بر این موضوع اتفاق دارند که مدت حکومت او هفت سال است و تردید در زیادتر از این مقدار تا تمام شدن نه سال است. در مورد روایت شش سال هم همین موضوع مطرح است. ابن‌حجر گفته است: آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند این است که او بی‌تردید هفت سال حکومت می‌کند. و از ابن الحسین ابری هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متواتر دلالت دارند که او هفت سال حکومت می‌کند».(3)

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در این به باره می‌نویسد: «گرچه درباره مدت حکومت او احادیث مختلفی در منابع ا سلامی دیده می‌شود که از پنج یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده است که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دوران‌های آن حکومت باشد

و در ادامه می‌نویسد:

«این قول ظاهرتر و مشهورتر است و این خود فضیلتی بزرگ برای مهدی است که قیام او برای اصلاح دینی و دنیایی وعده داده شده، در این مدت کوتاه رخ می‌دهد. چنان که قیام جد بزرگوار اوـ درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ نیز در مدت هشت سال؛ یعنی از سال دوم هجری به بعد، به ثمر نشست».(4)

ایشان در پایان بحث، دیدگاه خود را در زمینه جمع بین روایات این گونه بیان می‌کند:

«ممکن است گفته شود دلیل اختلاف روایات این است که اساساً نمی‌خواسته‌اند حقیقت را در مورد مدت زمان زندگی مهدی بیان کنند ـ چنان‌که وقت ظهور او را نیز پوشیده نگه داشته‌اند ـ تا شنونده خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانی‌ترین زمان را برای بقای مهدی آرزو کند. اگر چه ترجیح ـ چنان‌که دانستی ـ با قول هفت سال است و همین هم اقواست».(5)

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در این به باره می‌نویسد: «گرچه درباره مدت حکومت او احادیث مختلفی در منابع ا سلامی دیده می‌شود که از پنج یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده است که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دوران‌های آن حکومت باشد (آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایی‌اش بیش از سیصد سال! دقت کنید)، ولی قطع نظر از روایات اسلامی، مسلم است که این آوازه‌ها و مقدمات برای یک دوران کوتاه مدت نیست بلکه قطعاً برای مدتی است طولانی که ارزش این همه تحمل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد».(6)

امام زمان (عج)
ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت نیز درباره جمع روایات مدت حکومت مهدی موعود، چنین می‌نویسد:

«در نشانه‌های مهدی منتظر روایت‌های هفت‌سال بیشتر و مشهورتر هستند. بر فرض درستی همه روایت‌های [وارد شده در این موضوع] می‌توان آن‌ها را این‌گونه جمع کرد: حکومت او از نظر ظهور در قدرت متفاوت است. پس چهل سال ـ به عنوان مثال ـ به اعتبار همه مدت حکومت اوست. هفت سال و مانند آن به اعتبار نهایت ظهور و قدرت حکومت او و بیست سال و مانند آن نیز به اعتبار حد میانه [ظهور و مدّت حکومت او] است».(7)

با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان گفت که دوران زمامداری امام مهدی(عج) به طور خاص، یا کلّ مدت استمرار حکومت عادلانه‌ای که پس از ظهور تشکیل می‌شود 309 سال است و سایر سال‌هایی که در روایت ذکر شده است ـ بر فرض صحت روایات ـ ناظر به دوران‌های مختلف استقرار حکومت مهدوی از ظهور امام مهدی(عج) تا تشکیل حکومت است. توجه به نکات زیر در تأیید این برداشت مؤثر است:

1. استقرار حکومت عادلانه در سراسر زمین پس از قرن‌ها حاکمیت کفر و ظلم نیازمند مجاهدتی طولانی و گسترده است و قطعاً حضرت مهدی(عج) باید سال‌ها در جهان حضور داشته باشد تا بتواند به همه اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

2. پذیرش این مطلب که مردم قرن‌ها برای تحقق عدل مهدوی در انتظار باشند و سختی‌ها و مشکلات بسیاری را در این راه تحمل کنند، ولی این حکومت چند سالی بیشتر به طول نینجامد بسیار دور از ذهن است.

3. پس از ظهور امام مهدی(عج) عصر رجعت آغاز می‌شود. پیشوایان معصوم(عج) یکی پس از دیگری به دنیا باز می‌گردند و پس از وفات یا شهادت آن حضرت راه او را ادامه می‌دهند.(8)

 

پی نوشت ها:

1. بحارالآنوار، ج 52، ص 280.

2. محمدرضا طبسی نجفی، الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 225.

3. سید صدرالدین صدر، المهدی(عج)، ص 241.

4. همان، ص 242.

5. همان.

6. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی موعود(عج)، ص 281.

7. به نقل از: المهدی، ص 242.

8. بر اساس روایات: پس از ظهور امام مهدی(عج)، ابتدا امام حسین(عج) به عنوان نخستین رجعت کننده به دنیا برمی‌گردد. پس از او امیرمؤمنان علی (عج) و پیامبر اکرم(ص) نیز به دنیا رجعت می‌کنند و سالیان سال به زندگی خود ادامه می‌دهند.



منبع :www.tebyan.net





نوع مطلب : مهدویت و انتظار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ماه شعبان ، ماه خوبی‌ها  رسید

ماه فضل و رحمت و رضوان رسید 

بانگ آمد بر تمام خاکیان    

چون حسین آمد به دنیا

نور اعلا هم رسید 

بعد از آن آمد به دنیا ابوالفضل با وفا   

در پی آن دو خوبان ، هم امام سجاد رسید

در نهایت می‏رسد در ماه شعبان

دو گل دیگر ز باغ رسول دو سرا

هم علی اکبر این پرچمدار زیبای جوان

هم گل نرگس زهرا، مهربان یار با وفا

ماه شعبان ماه خوبی و صفاست

در همه روزش ز مهر دنیای ما هم پر بهاست




میلاد سومین اختر آسمان ولایت وامامت حضرت امام حسین(ع) و امام سجاد (ع) وحضرت ابوالفضل (ع) وحضرت ولی عصر حضرت مهدی (ع) را به همه شیعیان و دوستداران ولایت تبریك می‏گویم. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 18 فروردین 1396 :: نویسنده : انتظار فرج
آقا نیا!!
اینجا کسی دلش برای توتنگ نمی شود
اینجا اینقدر که سرگرم بازی فوتبال هستند کسی دلش برای تو تنگ نشده
اینجا دعاهای عهد برای رو کم کنی و چشم و همچشمیست!
در برخی مداحی ها فقط نعره می زنند تامردم را به گریه وادارند
اینجا تلوزیون در برنامه زنده 90 برای مرگ ناصر حجازی 4 ساعت مرثیه سرایی می کند اما برای عروج مرجع تقلیدش....
آقا برخی در اینجا دنبال منافع خودشانند
حتما مطبوعات زنجیره ای سال های 76تا 79 را به خاطر دارید!
اینجا خیلی ها برای شما شرط گذاشته اند
اگر بخواهی به پست و مقام و ثروت من کار داشته باشی نیا!
اما نه آقا جان بیا
اما تو را به جان مادرت زهرا(س) مراقب خودت باش
اینجا یهود بین رکن و مقام 25دوریبن قوی کار گذاشته
روی ساختمان های مشرف به کعبه تک تیرانداز و لیزر تعبیه کرده تا به محض اعلام حکومت جهانی ات....
اینجا کوفه نشود
ندبه ها نامه نشود!
آقا بیا
به خدا دارم از غصه دق می کنم
اما نه
می ترسم ....
نیا
آقا تو را به خدا نیا
اما....
بیا
بیا...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 فروردین 1396 :: نویسنده : انتظار فرج

شرایط و ویژگی‏های فردی

مهم‏ترین مسائلی كه در ازدواج مطرح می‏شود، زمان و سن مناسب و میزان رشد فرد برای ازدواج است. در این‏باره، سه شرط اساسی را به اختصار می‏توان نام برد:

شرط اول: بلوغ جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، ذهنی، فرهنگی و آرمانی.

شرط دوم: داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج.

شرط سوم: داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات، تكالیف و وظایف در زندگی زناشویی.

معیارها و ملاكهای ازدواج

1ـ ایمان و تقوی (كفو بودن)

بدون شك پایبندی به ارزشهای اسلامی، یكی از عوامل مهم خوشبختی در زندگی زناشویی است. ایمان به عنوان یك عامل درونی، افراد را از ارتكاب به اعمال خلافِ انسانی باز می‏دارد. افزون بر این زن و مرد با ایمان و تقوی، از هر جهت برای تربیت فرزندان صالح، شایسته‏ترند.

بی‏گمان از مهم‏ترین عوامل پیوند پایدار و ازدواج موفق و زندگی آرام، هم‏شأن بودن زن و مرد است. اسلام به هم‏شأن بودن زوجین در امر خطیر ازدواج تأكید فراوان كرده و با واژه «كفو» از آن یاد كرده است؛ «كفو» در لغت به معنای شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّی باید از نظر ظاهر و باطن بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.

مهمترین مرحله شباهت، باید در چهره دینداری جلوه كند به این معنا كه به فرهنگ پاك حق، مؤمن هم كفو مؤمنه، و دیندار شبیه و مانند دیندار است.چنان كه قرآن كریم می‏فرماید: «الخَْبِیثات لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطیِّبات لِلطیِّبِینَ وَ الطیِّبُونَ لِلطیِّباتِ...؛(2) زنان خبیث و ناپاك از آن مردان خبیث و ناپاكند! و مردان ناپاك نیز تعلق به زنان ناپاك دارند...» .

در این كه مراد از «خبیثات» و «خبیثین» و نیز «طیبات» و «طیبین» در این آیه شریفه چه كسانی هستند، بین مفسران اختلاف است:

1ـ گاه گفته شده منظور سخنان ناپاك و تهمت و افترا و دروغ است كه تعلق به افراد آلوده دارد و به عكس سخنان پاك از آن مردان پاك و با تقوا است ، و «از كوزه همان برون تراود كه در او است.»

2ـ همچنین گفته می‏شود «خبیثات» به معنی «سیئات» و مطلق اعمال بد و كارهای ناپسند است كه برنامه مردان ناپاك است و به عكس «حسنات» تعلق به پاكان دارد.

«خبیثات» و «خبیثون» اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است ، به عكس «طیبات» و «طیبون» كه به زنان و مردان پاكدامن اشاره می‏كند و ظاهرا منظور از این آیه شریفه همین است؛ زیرا قرائنی در دست است كه معنی اخیر را تأیید می‏كند:

الف) این آیات به دنبال آیات «افك» و همچنین آیه «الزانی لا ینكح الا زانیة او مشركة والزانیة لا ینكحها الاّ زان او مشرك و حرّم ذلك علی المؤ منین»(3) آمده و این تفسیر هماهنگ با مفهوم آن آیات است.

ب) جمله «اولئك مبرئون مما یقولون» در پایان آیه، آنها (زنان و مردان پاكدامن) از نسبتهای ناروائی كه به آنان داده می‏شود، منزه و پاكند، قرینه دیگری بر این تفسیر می‏باشد.

ج) افزون بر اینها، در روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نقل شده كه این آیه همانند: «الزانی لا ینكح الا زانیة اومشركة» است؛ زیرا گروهی بودند كه تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج كنند، خداوند آنها را از این كار نهی كرد، و این عمل را ناپسند شمرد.

د) در روایات كتاب نكاح نیز می‏خوانیم كه یاران ائمه (ع) گاه سؤال از ازدواج با زنان «خبیثه» می‏كردند كه با جواب منفی روبه‏رو می‏شدند، این بیانگر این است كه «خبیثه» اشاره به زنان ناپاك است.(4)

همچنین در آیه‏ای دیگر می‏فرماید: «فَانْكِحُوا ماطابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ؛(5)پس با زنان پاك ازدواج كنید.»

این پاكی در زنان و مردان در مرحله اول پاكی و پاكیزگی باطن است، كه عبارت از ایمان به خدا و قیامت و نبوت و قرآن و ملائكه و متخلّق بودن به اخلاق الهی است.

بنابراین، مرد مسلمان و مؤمن حق ازدواج با زنان غیرمسلمان و غیرمؤمنه را ندارد، و اگر این ازدواج انجام بگیرد، باطل است و فرزندان آنان بدون شك زاده زنا هستند، و همچنین زن مؤمنه حق ندارد با انسان غیرمؤمن ازدواج كند، زیرا از نظر شرعی این ازدواج باطل و حرام و فرزندان آنان زاده حرامند.

مؤمن و مؤمنه هم‏كفو غیرمؤمن و غیرمؤمنه نیستند، كه اگر این ازدواج باطل صورت بگیرد دری از عذاب قیامت بر روی هر دو باز شده!!

قرآن‏كریم از ازدواج انسان پاك، یعنی انسان مؤمن با انسان ناپاك به شدت منع كرده است: «و لا تنكحوا المشركات حتّی یؤمنَّ و لامة مؤمنة خیر من مشركة و لو اعجبتكم و لا تنكحوا المشركین حتّی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرك ولو اعجبكم اولئك یدعون الی النّار و الله یدعوا الی الجَّنة و المغفرة باذنه ویبیِّن آیاته للناس لعلَّهم یتذكَّرون؛(6)با زنان مشرك تا ایمان نیاورده‏اند ازدواج نكنید، كنیزان با ایمان از زن آزاد مشركه بهتر است، اگرچه زیبائی یا ثروت او شما را به شگفتی اندازد.»

و زنان خود را نیز به مردان مشرك مادامی كه ایمان نیاورده‏اند، ندهید هر چند ناچار شوید آنها رابه همسری غلامان (بنده) با ایمان درآورید، زیرا، یك غلام با ایمان از یك مرد آزاد مشرك بهتر است، هر چند، مال و موقعیت و زیبایی او، شما را شگفت‏زده كند. مشركان دعوت به آتش می‏كنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می‏نماید، و آیات خود را برای مردم بیان می‏كند شاید اهل تفكّر و اندیشه شوند.

بنابراین زن با ایمان با مردی كه اهل حق و حقیقت نیست، و در لجنزار انكار واقعیات دست و پا می‏زند، نباید ازدواج كند. والدین توجه داشته باشند كه برای جوان پاك و مؤمن خود، دختری را كه منكر اصول الهی است به همسری انتخاب نكنند كه شرط اول در صحت ازدواج ایمان زوجین است تا دو نور و دو پاك و دو پاكیزه و دو مؤمن به هم برسند، و از به هم رسیدن آنان ثمرات شایسته و پاك كه همان فرزندان صالحند به وجود آیند.

تصور نشود كه زیبائی و مال و موقعیّت در مردی كه ایمان ندارد، و در زنی كه آراسته به حقیقت نیست، موجب سعادت و سلامت و نشاط و دوام در زندگی است. البته بر خانواده‏ها لازم است در مسئله هم‏كفو بودن، سختگیری نكنند، وقتی پسر و دختر از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل اسلامی، و از نظر قیافه و هیكل ظاهر نزدیك به هم باشند، این دو از نظر شرع مقدس هم‏كفو و شبیه و همانند یكدیگرند، و در ازدواج آنان رحمت و بركت حق تجلّی خواهد كرد.

درباره مسئله «كفو و همتا» بودن در منابع روایی، روایات فراوانی وجود دارد كه به جهت اختصار به ذكر چند روایت بسنده می‏كنیم:

رسول اكرم (ص) می‏فرماید: «اِذا جائَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَ اَمانَتَهُ یَخْطُبُ اِلَیْكُمْ فَزَوِّجُوهُ اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَْرْضِ وَ فَسادٌ كَبیرٌ»(7)كسی كه برای خواستگاری نزد شما آمد و نسبت به دین و امین بودن وی رضایت داشتید، حتما زمینه این ازدواج را فراهم نمائید، كه منع ازدواج كفو با كفو از جانب شما زمینه‏ساز فتنه در روی زمین و فساد بزرگ است.

آری، سخت‏گیری در ازدواج، و ایجاد موانع، و تكیه بر عادات و رسوم غلط، و پیگیری شرایط سخت، و طلب جمال و ثروت و مقام، از طرف خانواده‏ها برای پسران و دختران خود، علت ازدیاد استمناء، لواط، زنا، فشارهای عصبی، و بیماریهای روانی در دختران و پسران است، و این همه فتنه و فساد، عواقب و توابعش در دنیا و آخرت گریبانگیر آن پدران و مادران و اقوام و خانواده‏هائی است كه در مسئله ازدواج سخت‏گیری می‏كنند.

«جُوَیْبِر» مردی است كه از یمامه به مدینه آمده و مسلمان شده بود. او مؤمنی متعهد، ولی در عین حال سیاه پوست، كوتاه قد، مستمند و بی‏خانمان بود. روزی پیامبر(ص) به او فرمود: «چرا ازدواج نمی‏كنی؟» عرض كرد: «چه كسی به این بینوا زن می‏دهد؟» فرمود: «اسلام، هر خوار و ذلیلی را عزیز كرده است.» نزد «زیاد بن لُبَیْد» كه از اشراف انصار است، برو و دخترش را خواستگاری كن. جویبر نزد زیاد آمد و از قول آن حضرت دختر او را خواستگاری كرد. زیاد گفت: «ما دختران خود را فقط به همردیفان خود از انصار می‏دهیم و با آنها وصلت می‏كنیم». جویبر، نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را عرض كرد؛ آن‏گاه حضرت به «زیاد» فرمود: «ای زیاد! جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی، كُفو زن مؤمنه و هر مرد مسلمانی كُفو زن مسلمان است.»(8)

ایمان و تقوا در پسر و دختر مایه هم‏كفویست، و بر پدران و مادران و خانواده‏ها واجب اخلاقی است، هر چه زودتر و سریعتر و با آسان‏گیری كامل و پرهیز از شرایط غیرالهی و سنن غیراخلاقی زمینه ازدواج دو هم‏كفو را فراهم آورند، تا رضا و خوشنودی و رحمت و لطف حق را نسبت به خود جلب كنند.

امام باقر (ع) می‏فرماید: «ما مِنْ رُزْءَة أَشَدَّ عَلی عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنی فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنی مِنْك»(9)مصیبتی از این شدیدتر نیست كه جوان مؤمنی دختر برادر مؤمنش را خواستگاری كند، و پدر دختر پاسخ دهد، من از این ازدواج عذر می‏خواهم، زیرا تو از نظر مالی در رتبه من نیستی!

در مسئله ازدواج عصبیّت قومی، شهری، قبیله‏ای نباید لحاظ شود، زیرا این‏گونه تعصّبات در آئین الهی مردود شناخته شده و باطل اعلام شده است.

فقر و غنا، این شهر و آن شهر، این قبیله و آن قبیله را ملاك ازدواج قرار ندهید، مردان و زنان همه و همه دختران و پسران یك پدر و مادرند، و برای هیچ یك بر دیگری، جز به تقوا و پرهیزكاری امتیاز نیست.9بنابراین، باید توجه داشت كه مراد از كفو بودن زوجین، هم‏سطح بودن در مسائل اقتصادی نیست، بلكه مقصود همسویی بینشها و باورهای دینی و پایبندی عملی آنان به ارزشها و معارف الهی است؛ و گرنه شخص همین كه بتواند مخارج زن و فرزندش را بپردازد و از نظر دینی باهم، هم‏عقیده باشند، كفوند. لزومی ندارد كه اگر زن ثروتمند است، مرد نیز حتما ثروتمند باشد؛ از همین‏روست كه امام صادق (ع) فرمود: «الكفو ان یكون عفیفا و عنده یسار»(10)شرط كفو بودن این است كه عفیف باشد و بتواند مخارج اهلش را بپردازد. بر همین اساس، پسران و دختران خداباور و پاك اندیش در آرزوی داشتن همسری مؤمن و نیك سیرت و عامل به ارزشهای قرآنی هستند. چنین گرایشی در امر ازدواج، برخاسته از نهاد پاك و فطرت كمال‏جوی انسان است و خداوند متعال بهترین ازدواج را وصلت پاكان و متقیان با یكدیگر می‏داند.(11) پیامبر اكرم(ص) دراین‏باره می‏فرماید: «مَن تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّه لَه ذلك»(12) كسی كه به خاطر دین و ایمان زنی، با او ازدواج كند، خداوند نیز دنیایش را برای او فراهم می‏كند.

در روایت آمده كه فردی به امام حسن(ع) عرض كرد: دختری دارم، می‏خواهم بپرسم كه، او را به ازدواج چه كسی درآورم؟ حضرت فرمود: «زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اكرمها، و ان ابغضها لم یظلمها»(13)برای همسری دخترت مردی باتقوا و مؤمن انتخاب كن؛ زیرا اگر او را دوست بدارد، اكرامش می‏كند و اگر از او خوشش نیاید، به وی ستم روانمی‏دارد.

به یقین اگر پدر آینده برای هر خانواده كه به عنوان مدیر خانواده محسوب می‏شود، فردی با ایمان و صالح باشد، همسر و سایر اعضای خانواده را در پرتو مهر و محبت كه ریشه در ایمان او دارد قرار داده و در اثر شایستگی‏های معنوی خویش، كانون خانواده را به محیطی أمن و باصفا تبدیل نموده و زمینه رشد و تربیت فرزندانی با ایمان و مسئولیت‏پذیر را فراهم خواهد.(14)

عفت و پاكدامنی، امانتداری، وفای به عهد، تقیّد به امر به معروف و نهی از منكر، رعایت حقوق دیگران، اجتناب از ظلم و تعدّی، حجاب و دوری از نامحرم، نجابت و حیا از جمله صفاتی است كه می‏تواند دلیل روشنی بر ایمان و تقوای هر شخص باشد.

نكته شایان توجه این است كه اگر می‏بینیم اولیاء الهی دستور داده‏اند كه با متدینین و معتقدین به خدا ازدواج كنید(15)و یا در آیات و روایات اسلامی از ازدواج با كفار حربی چه به صورت دائم و چه به صورت موقت نهی شده است و از ازدواج با كفار اهل كتاب به طور دائم ممنوع گردیده است، همه این تأكیدات و توصیه‏ها و فرامین به خاطر همین مسئله اعتقادی و كفو بودن زن و شوهر است زیرا دین، اصول زندگی و اخلاق، ركن بهزیستی است.

به هر حال، زن و مرد با ایمان و تقوا، شایسته یكدیگرند و در صورت ازدواج، سعادتمند خواهند شد.

ازدواج شایسته هماره مایه آرامش روح و روان و آسایش جسم و جان است. قرآن‏كریم می‏فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجا لِتَسْكُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فی ذلِكَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُون»(16) و از نشانه‏های اوست كه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در

كنار آنان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ همانا در این كار، نشانه‏هایی است برای گروهی كه تفكّر می‏كنند.

اگر مرد و زنی كه هم‏شأن نیستند، اقدام به ازدواج نمایند، نگرانی‏ها و ناراحتی‏ها و اختلافات فراوانی در زندگی خانوادگی دامنگیر آنان خواهد شد. مگر این كه یكی همرنگ دیگری شود و با بی‏اعتنایی به معیارهای اصولی، بنیان خانواده را بنا كنند، كه البته چنین زندگی‏ای همانند ساختمانی است كه پایه آن را كج بنا نهاده‏اند و هرلحظه احتمال ریزش دارد. افزون بر اینها، دو همسر می‏خواهند یك عمر با هم زندگی كنند، و در همه فراز و نشیبهای زندگی یار و غمخوار یكدیگر باشند. ازاین‏رو، تحت تأثیر افكار و عقاید یكدیگر قرار خواهند گرفت و روحیات پسندیده و یا ناپسندشان به یكدیگر منتقل می‏شود. همسر دیندار سعی می‏كند همسرش را به عمل صالح و خداباوری و خدا ترسی، تقوا، اخلاق نیك و ترك گناه تشویق و ترغیب كند و از نافرمانی و سهل‏انگاری در دستورات و احكام خدا باز دارد؛ او را به انجام مقررات و آداب و رسوم مثبت اجتماعی تشویق و از خرافه‏پرستی و موهومات باز دارد؛ مال، آبرو و حرمت یكدیگر را حفظ كنند؛ اما همسر بی‏دین، چه بسا زن یا شوهر را با محبت كاذب، تفریح، مجالس مهمانی و شب‏نشینی‏ها و یا حتی اجبار و تهدید، منحرف كرده و از او فردی بی‏قید و لاابالی می‏سازد و از آنجا كه زن و مرد تحت تأثیر محبتهای یكدیگرند و به خاطر رضامندی همدیگر سعی در جلب رضایت و تشدید وابستگی و دلبستگی، به خود دارند، چنین تحولات و تأثیراتی به دور از انتظار نیست.

2ـ اصالت و نجابت خانوادگی

خانه و خانواده، نخستین محیط اجتماعی است كه كودك را تحت سرپرستی و حضانت قرار می‏دهد. ازاین‏رو، بیش از سایر محیطهای اجتماعی، در رشد و تكامل فرد تأثیر دارد و كودك پیش از آن‏كه از اوضاع اجتماعی خارج متأثر گردد، تحت تأثیر خانواده قرار می‏گیرد.

آغاز بیشتر عادتها و نظریات فرد از خانه شروع می‏شود كه یك نظر اجمالی به این عادات و نظریات، اهمیت تأثیر خانواده را بسی روشن خواهد ساخت. عادتهایی از قبیل: طرز غذا خوردن، سخن‏گفتن، راه رفتن، روشهای عادی،

رفتار با دیگران، همچنین نظر فرد نسبت به حقوق دیگران و ... همه را شخص از محیط خانه و خانواده كسب می‏كند.

اصالت و شرافت خانوادگی زن و مرد، یكی از اساسی‏ترین ملاكهای ازدواج، به ویژه در جوامع اسلامی است. كلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معنای ریشه آمده است. یعنی زن و مرد از خانواده‏هایی باشند كه دارای اصل و ریشه‏اند.

شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی و فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین زوجین در زندگی، نقش اساسی را ایفا می‏كند و می‏تواند ملاك قابل اعتمادی برای چگونگی‏تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگی زناشویی‏تلقی‏شود.

توصیه‏های اسلام در این‏باره آن است كه تا حد امكان، خانواده همسر پاك و عفیف باشند؛ زیرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبه‏های عقلی آن از لحاظ هوشمندی و كودنی و زمینه‏های اعتقادی آن، در زندگی جدید و نسل، اثر می‏گذارد.

از دیدگاه قرآن، زنان فقط وسیله ارضای غریزه جنسی نیستند، بلكه آفریدگار جهان آنان را به گونه‏ای آفریده كه وسیله‏ای برای بقای نسل و حفظ حیات نوع بشر و مركز ثقل پرورش و تربیت فرزندان صالح و شایسته باشند:

«نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ اَنّی شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاَِنْفُسِكُمْ»(17) زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان كه بخواهید، می‏توانید نزد آنان بروید و (سعی نمایید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیكی برای خود، از پیش بفرستید!

قرآن‏كریم در این آیه شریفه، زنان را تشبیه به كشتزار نموده و می‏فرماید: «نِسائُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ؛ زنان شما مانند كشتزاری برای شماها هستند». زیرا كشتزار است كه بذر را پرورش می‏دهد و به ثمر می‏رساند.

در اینجا ممكن است این سؤال مطرح شود كه اسلام نسبت به زنان بی‏احترامی كرده و آنان را از مقام انسانی؛ تنزّل داده است. ولی غافل از این كه با طرح این مسئله معلوم می‏شود قرآن بقای نسل بشر را منوط به وجود زن می‏داند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگی كه تاریخ بشر و دنیا را عوض كرده‏اند، به ثمر نمی‏رسید.

نطفه، ماده اولیه تشكیل دهنده جنین از جنبه‏ها و خصایص وراثتی والدین و حتی اجدادشان متأثر است. اگر آنها ناسالم باشند، امیدی به اصلاح فرزند نیست؛ مگر در مواردی بسیار نادر.

اگر خانواده را به درختی تشبیه كنیم، فرزندان به منزله بار و بر آن هستند و اگر به یك زمین تشبیه نماییم، فرزندان به منزله گیاهان آن می‏باشند، و روشن است كه هر درختی میوه سالم و شیرین نمی‏دهد و هر زمینی لاله و سنبل برنمی‏آورد.

برخی از درختان میوه تلخ و ناسالم و بعضی از زمین‏ها خار و خس می‏پرورانند.

قرآن‏كریم دراین‏باره می‏فرماید: «والبلد الطیب یخرج نباته بأذن ربه و الذی خبث لایخرج الّا نكدا كذالك نصرف الآیات لقوم یشكرون»(18) گیاه سرزمین پاك به فرمان پروردگارش می‏روید، و زمین‏های ناپاك (گیاه آن) جز به سختی در نیاید، بدینسان آیه‏ها را برای گروهی كه سپاس می‏دارند گوناگون می‏كنیم.

و نیز در آیه‏ای دیگر می‏فرماید: «مگر ندیدی خدا چگونه مثلی زد، سخن نیك همانند نهال نیك است كه ریشه‏اش در زمین و شاخه‏اش در آسمان است، همیشه به اذن پروردگارش میوه می‏دهد.

خداوند برای مردم این گونه مثل می‏زند، تا شاید پند و اندرز گرفته و متذكر گردند.»(19)

آری، زمین شوره، سنبل برنیارد!.

در خانواده‏های اصیل و شریف كمتر اتفاق می‏افتد كه فرزندان ناصالح و نانجیب پرورانیده شوند و در خانواده‏های غیراصیل و ناصالح، كمتر اتفاق می‏افتد كه فرزندان صالح و نجیب، پرورش یابند.

اصالت و شرافت خانوادگی از آن جا حائز اهمیت است كه می‏تواند در ردیف معیارها درآید و در بسیاری از موارد، به عنوان یك معیار اطمینان‏بخش مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی انسان مشاهده می‏كند در خانواده‏های اصیل و شریف، اكثر افراد، دارای شخصیت مقبول و دوست داشتنی‏اند، به طوری كه كمتر نقطه ضعفی در آنها پیدا می‏شود و اگر هم پیدا شود، آن قدر نقطه قوت در آنها هست كه جبران آن ضعف را می‏كند و به طور كلی آن را می‏پوشاند، چرا از اصالت خانوادگی به عنوان یك معیار مورد اطمینان استفاده نكند.

در نهج البلاغه نامه‏ای است كه امام علی (ع) در پاسخ خودستایی‏های «معاویه» نوشته و طی آن میان دو خانواده بنی‏هاشم و بنی‏امیه مقایسه كرده و نشان داده است كه در برابر هر فضیلت و امتیاز و برجستگی در خانواده بنی‏هاشم، یك رذیلت و انحطاط در خاندان بنی‏امیه وجود دارد. حضرت در فرازی از آن سخنان می‏فرماید: در خاندان ما «پیامبر»(ص) است و در خاندان شما «ابوجهل» كه كارش تكذیب حق بود.

ما «حمزه» شیر خدا داریم و شما ابوسفیان، شیر پیمان‏های باطل دارید. حسن و حسین، دو سرور جوانان بهشت از ماست و كودكان جهنم (فرزندان مروان) از شما.

«فاطمه»(س)، بهترین زنان عالم از ما و همسر «ابولهب» به نام ام‏جمیل كه قرآن او را هیزم‏كش خوانده از شماست و از این قبیل چیزها كه به نفع ما و به زیان شماست!»(20)

دكتر آلكسیس كارل فرانسوی دركتاب «راه و رسم زندگی» از خانواده‏ای سخن می‏گوید كه طبق آمار، اكثر افراد آن دزد و جانی و مدیر مراكز فساد و... بوده‏اند.

آری، كرمها و انگلها، همواره در لجنزار به وجود می‏آیند و رشد می‏كنند. خانواده شایسته و سالم، زمینه بسیار مناسبی برای پرورش فرزندان سالم و شایسته است و خانواده ناشایسته و ناسالم، زمینه بسیار مناسب برای پیدایش و بار آمدن فرزندان ناسالم و ناشایسته است.

به همین جهت است كه برای تشكیل خانواده، حتما باید به دنبال آن شریكی برای زندگی بود كه از سلامت جسمی و فكری و اخلاقی برخوردار باشد و در خانواده‏ای پاك و سالم پرورش یافته باشد.

به هر حال در ازدواج باید به انتقال ویژگی‏های پدر و مادر به فرزندان توجه نمود. چنان كه پیامبر اكرم (ص) می‏فرماید: «تَزَوَّجوا فی الحِجرِ الصّالح فَانَّ العرِقَ دَسّاسٌ»(21) با خانواده خوب و شایسته وصلت كنید؛ زیرا خون اثر دارد.

و نیز در روایتی دیگر می‏فرماید: «تَخَیَّروا لنُطَفكُم فَانكِحوا الاكفاءَ و انْكَحوا إلَیْهِم»(22) برای نطفه‏های خود گزینش كنید و با كسانی كه همتای شمایند، ازدواج نمایید.

و همچنین درباره اهمیت این موضوع می‏فرماید: «تَخَیَّروا لِنُطَفِكُم فإنَّ النّساءَ یَلِدْنَ أشباهَ إِخْوانِهِنَّ و أخْواتِهِنَّ»(23)برای نطفه‏های خود گزینش كنید؛ زیرا، زنان بچه‏هایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می‏آورند.

زن و مرد باید در خانواده‏هایی رشد یافته باشند كه پدر و مادری عاقل و دلسوز، با همه وجود در رشد و تعالی فرزند كوشیده باشند. بر خلاف خانواده‏هایی كه والدین، فرزندان را به حال خود رها كرده و در پی هوی و هوسهای خود هستند و یا این كه در كانون خانوادگی آنان بویی از محبت و احترام به شخصیت دیگران استشمام نمی‏شود. بنابراین، زن و مرد كه در پی انتخاب همسر می‏باشند، باید سعی كنند تا حدی كه برایشان میسر است با خانواده‏هایی شریف و اصیل وصلت نمایند و از ازدواج با خانواده‏های پست و فرومایه جدا خودداری نمایند؛ زیرا، غالبا با مشكلاتی روبه‏رو خواهند شد.

در خانواده‏های اصیل، والدین كوشیده‏اند از نظر اخلاقی و رفتاری برای فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون تردید پدر و مادر صالح از نظر ارثی نیز سرمایه‏های بس گرانبهایی را به فرزندان خود انتقال می‏دهند.

افرادی كه در خانواده‏ای اصیل رشد می‏یابند، سجایای اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می‏برند و در برخورد با دشواریها و فراز و نشیبهای زندگی، هرگز از جاده درستی و راستی خارج نمی‏شوند.

بنابراین در انتخاب همسر باید دقت بسیاری نمود كه از خانواده اصیل و نجیب، خوشنام و خوش‏سابقه باشد، و تنها به قیافه ظاهری و زیبایی و یا مدرك تحصیلی او اكتفا نشود؛ زیرا فرزندان، معمولاً وارث پیشینه‏های سوء خانواده و والدین خویشند.

پی‏نوشت‏ها:

--------------------------------------------------------------------------------

24. وسائل الشیعه، ج14، ص 79.

25. سوره نور، آیه 26.

26. همان، آیه 3.

27. تفسیر نمونه، ج14، ص 422.

28. سوره نساء، آیه 3.

29. سوره بقره،آیه 221.

30. بحارالانوار، ج100، ص 372.

31. این حدیث به طور مشروح در فروع كافی، ج 5، ص 340 آمده است.

32. ازدواج در اسلام، ص 32.

33. سوره حجرات، آیه 13.

34. وسائل الشیعه، ج 14، ص 52؛ فروع كافی، ج5، ص 347؛ بحارالانوار، ج 100، ص 372.

35. سوره نور، آیه 26.

36. وسائل الشیعه، ج 20، باب 14، ص 51.مكارم الاخلاق، ص 233،المستطرف، ج 2، ص 218.

37. همان، ج 14، ص 30.

38. جواهرالكلام، ج 30، ص 27.

39. سوره روم، آیه 21.

40. سوره بقره، آیه 223.

41. سوره اعراف، آیه 58.

42. سوره ابراهیم، آیه 24.

43. نهج البلاغه، نامه 28.

44. ترجمه میزان الحكمه، ج 5، ص 2258، ح 7848.

45. همان، ح 7849.

46. همان، ح 7850.





نوع مطلب : مطالب روانشناسی، عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 شهریور 1393 :: نویسنده : انتظار فرج
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری گ... می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟ …

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …






نوع مطلب : حجاب و عفاف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 شهریور 1393 :: نویسنده : انتظار فرج
فرض كنید در كنار خانه خودتان نشسته‌اید، از عمو یا یكى دیگر از اقوام مى‌پرسید: این خانه ما را چه كسى ساخته است؟
او در پاسخ مى‌گوید هیچ‌كس! خانه شما خود بخود ساخته شده است. یكى بود یكى نبود زیر گنبد كبود، این جا هیچ خانه‌اى نبود. گرد بادى وزید و پى خانه كنده شد. طوفان شدیدى به پا شد و آجرها از كوره آجرپزى و سیمان‌ها از كارخانه سیمان به این جا پرتاب شدند. باران آمد سیمان ساخته شد باد آجرها را روى هم چید و... و سقف زده و گچ‌كارى و لوله‌كشى شد. در و پنجره‌ها و شیشه‌هایش نصب شد و خانه خود به‌خود ساخته شد.
آیا این داستان را باور مى‌كنید؟ آیا امكان دارد خانه‌اى بدون بنّا و كارگر ساخته شود؟ كتابى بدون نویسنده نوشته شود؟ باغى بدون باغبان كاشته شود؟ كارخانه‌اى بدون مهندسى و... ساخته شود.

وقتى وسایل بسیار كوچكى مانند خانه و كتاب و اتومبیل سوارى و... به سازنده نیاز دارد، آیا آسمان و زمین با این عظمت و نظم دقیق، به سازنده نیاز ندارد؟
آیا تا به حال به وجود خودتان فكر كرده‌اید كه چه قدر منظم و دقیق است؟ قلب نازنینتان چه قدر با دقت مى‌تپد! اگر تپش قلبتان صد برابر مى‌شد چه مى‌شد؟ مى‌دانید اگر قلبتان در هر دقیقه فقط یك بار مى‌تپید چه مى‌شد؟! آیا ممكن است چنین قلبى سازنده آگاه نداشته باشد؟ یك بار دیگر به ساختمان بدن‌تان نگاه كنید و ببینید چه قدر منظم و دقیق هر یك از اعضاى بدن شما در جاى خودش قرار گرفته، چشم در كف پا قرار نگرفته، پاهاى انسان روى سرش قرار نگرفته، چشم‌هاى انسان از كمرش بیرون نزده، دست‌هاى انسان ده مترى آفریده نشده كه هنگام راه رفتن به زمین بكشد. اندازه لاله گوش یك متر ونیم نیست، تا آدمى از شرّ گوشهاى خودش فلج شود و...‌. آیا اینها همه نشانه‌هایى از وجود آفریننده‌اى دانا و آگاه نیست؟ آن آفریننده دانا، آگاه، قادر، همیشگى، مهربان و بى‌نیاز، كسى جز خدا نیست. این نظم و دقت كه در ساختمان بدن ما هست در جهان نیز وجود دارد.


خلاصه این كه: جهان آفرینش داراى نظم است. نظم جهان نشان دهنده ناظم براى جهان است و خدا نظم دهنده و آفریننده جهان هستى است.
خداى بزرگ و امامان معصوم(علیهم السلام) نیز از مردم خواسته‌اند، با مطالعه كتاب آفرینش ـ كه همه صفحه‌هاى آن با نظم دقیقى طراحى شده است - به وجود خدا پى ببرند، از این رو در بسیارى از موارد به گوشه هایى از نظم هستى اشاره كرده‌اند.[1] و به گفته سعدى:
برگ درختان سبز در نظر هوشیار***هر ورقش دفترى است معرفت كردگار
دلیلى كه برایتان نوشتم «برهان نظم» نام دارد.
براى آگاهى بیشتر پیشنهاد مى‌كنم كتاب پایه‌هاى ایدئولوژى در اسلام را كه پاسخ‌هاى آیة الله محمد یزدى است بخوانید.
---------------------------------------
[1]. پیام قرآن، ج 3، ص 70 ـ 72.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 تیر 1393 :: نویسنده : انتظار فرج

دلیل‌هاى زیادى وجود دارد كه نشان مى‌دهد ما وظیفه داریم خدا را بشناسیم و دین‌دار باشیم، كه فقط دو دلیل آن را برایتان مى‌نویسم:

1ـ براى آن كه ضرر را از خودمان دور كنیم؛ اگر روزى بخواهید به همراه پدر و مادر یا دوستانتان به اردوى شمال بروید و قبل از حركت، رادیو اعلام كند هوا در مناطق شمالى كشور سرد و برفى خواهد بود، وقتى این خبر را شنیدید چه مى‌كنید؟ آیا لباس گرم همراه خود برنمى‌دارید؟ اگر وقت حركت صدها نفر دیگر آمدند و گفتند هواى شمال سرد و برف و باران بود، مطمئن نمى‌شوید كه این افراد راست مى‌گویند؟ پس باید خودت را مجهز كنید. با شنیدن این خبرها هیچ عاقلى تردید نمى‌كند كه باید خودش را براى سفر آماده كند و پوشاك گرم بردارد. خداشناسى و دین دارى نیز همین طور است، زیرا124000  نفر از بهترین و راست‌گوترین افراد روى زمین یعنى پیامبران یكى پس از دیگرى آمده‌اند و گفته‌اند: اى مردم خدا را بشناسید و خودتان را براى سفر آخرت آماده كنید. اگر براى سفر آخرت، توشه و وسایل كافى بردارید، شما به سلامت به مقصد مى‌رسید و وارد بهشت مى‌شوید، ولى اگر خدا را نشناسید و خودتان را براى این مسافرت آماده نكنید به قعر پرتگاه جهنم سقوط مى‌كنید. حالا با شنیدن حرف این همه پیامبر راست‌گو، نباید خدا و صفت‌هاى خدا را بشناسیم و خودمان را براى مسافرت آخرت آماده كنیم؟ هیچ عاقلى شك ندارد كه با دیدن این همه آثار خداوند در روى زمین و با سخنان پیامبران راست‌گو همه ما وظیفه داریم، خدا پیامبر، معاد و... را بشناسیم.

دلیل دوم: آیا تا به حال فكر كرده‌اید كه چه قدر نعمت در اختیار ماست؟ اگر هوا و اكسیژن براى تنفس ما نبود چه مى‌كردیم؟ اگر هر دو دست و هر دو پاى ما قطع بود چه مى‌كردیم؟ اگر نمى‌توانستیم ببینیم، بشنویم، حرف بزنیم، فكر كنیم، راه برویم و... چه زندگى درد آورى داشتیم؟ آیا ما نباید كسى كه این همه نعمت را به ما داده بشناسیم و از او تشكر كنیم؟ اگر كسى را كه این همه نعمت به ما داده نشناسیم و از او تشكر نكنیم، انسان ناسپاس و بدى نیستیم؟ پس به خاطر این همه نعمتى كه به ما داده شده ما باید خدا را بشناسیم و از او تشكر كنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : انتظار فرج





عمل «لیلة الرغائب». اوّلین شب جمعه این ماه، «لیلة الرغائب» نام دارد كه دارای فضیلت بسیاری است. دستور انجامش چنین است: شخص، روز پنج‏شنبه را روزه بگیرد و بین نماز مغرب و عشا، دوازده ركعت نماز به صورت شش نماز دو ركعتی، به ترتیب زیر بخواند.

الف) در هر ركعت بعد از حمد(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ)،
 سه مرتبه سوره قدر (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ)
و دوازده مرتبه سوره اخلاص (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ)را بخواند.


ب) بعد از نمازها بگوید:(هفتاد مرتبه )
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلی‏ آلِهِ.
خدایا! رحمت فرست بر محمّد پیغمبر امّی و بر خاندانش.




ج) آن گاه بر سجده رود و هفتاد مرتبه بگوید:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ!
منزّه و مقدّس است پروردگار فرشتگان و روح!



سپس از سجده برخیزد و بگوید:(هفتاد مرتبه )
رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ العَلِیُّ الْعَظیمُ!
پروردگار! بیامرز و رحم كن و بگذر از آنچه می‏دانی؛ زیرا تو والا وبزرگی.


د) بار دیگر به سجده رود و هفتاد مرتبه بگوید:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ!
منزّه و مقدّس است پروردگار فرشتگان و روح!




در خاتمه، حاجات و نیازمندی‏های خودش را از خداوند، طلب نماید.


یادمان باشد ارزوهای کوچک از ان انسان های کوچک هست
ارزوهای بزرگ کنیم و همه را دخیل ان کنیم
برای همه و مخصوصا اقا امام زمان(عج)دعا کنید
ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نزارید
التماس دعا




نوع مطلب : نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : انتظار فرج

اعمال ماه مبارک رجب

دعا و نیایش

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

دعا و نیایش

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."

2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»

3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

 

هلال ماه

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

 

روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

                                                                                                    

                                                                                                                                                     التماس دعا

                                                                                                                         

برگرفته از مفاتیح الجنان





نوع مطلب : نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 بهمن 1392 :: نویسنده : انتظار فرج
مفهوم وتعریف عفاف
درتعالیم اسلامی، مفهوم واژه عفت، برکنترل شهوات وجلوگیری آن درخروج از مرز
اعتدال دلالت می کند.
آمده است . به بیان « حالت نفسانی که از غلبه شهوت باز دارد » در قران کریم
قران کریم عفیف به شخصی اطلاق می شود که خود نگهدار وبا مناعت باشد . 4
این تعبیر در افراد وموارد مختلف، شرایط خاص خود را دارد . به عنوان مثال :
الف) عفت در فقیر عبارت است از : قناعت ورزی وحفظ نفس از تمایلات ¬
شهوانی تا گناهی از وی صادر نشود.
ب) عفت در غنی عبارت است از : نگهداری وحفظ نفس از شهواتی ک ه به واسطه ¬
ومن کان غنیا فلیستعفف » . وسعت مال وامکانات مالی برای توانگر حاصل می شود
5.«
ج)عفت در افرادی که توانائی برانجام نکاح ندارند، خودداری نفس از شهوات ¬
وحفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه .
د) عفت در زنان سالخورده به نگهداری حفظ خویشتن است از آنچه نفس بدان ¬
میل می کند ، از قبیل : ظاهر کردن زینت وخودآرائی. 6
عفاف ، ریشه در فطرت
فطرت امری است که خدای متعال آن را در وجود هر فرد قرار داده وانسان بدون
اکتساب، به آن میل ورغبت دارد . عفاف نیز یکی ازاین باورهاست . روح عفت وپروا
پیشگی از بدو خلقت آدمی تاکنون برانسان حاکم بوده است . البته ممکن است
شکل، اندازه وکیفیت بروز آن دردوره های مختلف متفاوت باشد، اما این خصلت
همیشه بروز وظهور داشته است . قران کریم درداستان آفرینش آدم وحوا ازاین
خصلت فطری چنین یاد می کند :
فدل هما بغرور فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوء تهما وطفقا یخصفان علیهما من »
7« ورق الجنۀ
(شیطان) آن دورا فریفت وبه پستی افکند . چون ازآن درخت خوردند،
شرمگاههایشان آشکار شد وبه پوشیدن خویش از برگهای بهشت پرداختند.
درادیان الهی نیز، توصیه به عفاف وحیا فراوان شده است.
زنان خویشتن را به لباس مزین به حیا » : دررساله پولس درعهد جدید می خوانیم
8 .« وپرهیزکاری بیارایند، نه به زلفها وطلا ومروارید ورخت گرانبها
برخی براساس مجسمه های برجامانده ، کتیبه ونقش برجسته های تاریخی چنین
استنتاج کرده اند که سرما وگرما، علت اصلی ا ختیار پوشاك نبوده، بلکه علت آن
حیا وپوشاندن شرمگاه بوده است . 9 وزنان ایرانی دردوره های مختلف از مادها،
هخامنشیان، اشکانیان وساسانیان نیز، دارای پوشش بوده اند. 10
دراین باره می نویسد : حجاب زنان قدمتی طولانی دارد، آنگاه به « فرید وجدی »
نقل دایرة المعارف لاروس چنین ادامه می دهد، زنان یونانی دردوره های گذشته
صورتها واندامشان را تا روی پا می پوشاندند . سخن در مورد حجاب، درلابلای
همسر « بنیلوب » کلمات قدیمی ترین مؤلفین یونانی نیز به چشم می خورد، حتی
نیز دارای حجاب « تیب » نیز با حجاب بوده است وزنان شهر « عولیس » پادشاه
خاصی بودند بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند . این
پارچه دارای دو سوراخ بود که مقابل دو چشمان قرار می گرفت تا بتوانند به خوبی
از موقع ازدواج حجاب را رعایت می کردند . نقشهائیکه « اسبرطاء » ببینند. در
برجای مانده حکایت می کند که زنان سررا پوشانده ولی صورتهایشان باز بوده است
وهنگامی که به بازار می رفتند، صورت هایشان را نیز می پوشانده اند . حجاب در
زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وجود داشته وزنان رومانی از حجاب شدیدتری
برخوردار بوده اند . 11
همه این موارد نشان می دهد که حیا وعفت، خصلتی انسانی است وآدمیان به حکم
نهاد وآفرینش خویش بدان رغبت دارند . هنوز قوانین جهانی برلزوم جلوگیری از
کارهای خلاف عفت تاکید دارند، اگر چه رعایت آن درهمه جا یکسان نیست
ومیزان به فعلیت رسیدن آن درافراد مختلف است.
شکل گیری عفاف در سایه وراثت وتربیت
دوعامل وراثت وتربیت، نقش مهم ومؤثری در پرورش سجایای اخلاقی، پاکدامنی،
سعادت وخوشبختی انسان دارند . با شناخت دقیق وتوجه کافی به دو موضوع
وراثت وتربیت وبکارگیری دستورات صحیح ومناسب دراین زمینه می توان صاحب
نسلی پاك، سالم وسعادتمند شد.
وراثت عبارت است از: نیروی طبیعی در موجود زنده که به وسیله آن، صفات از »
اصل به نسل منتقل می شود، خواه این صفات مخصوص این نسل باشد، خواه
12«. مشترك میان تمام افراد این نوع یا بخشی ازآنها باشد
انتقال صفات وخصوصیات جسمانی، روانی وحالات وویژگیهای » : به تعبیر دیگر
13 .« اخلاقی ورفتاری از پدر ومادرویا اجداد به نسلهای بعدی
این خصوصیات وویژگیها درجهت مثبت یا منفی در افراد تاثیر می گذارند،
سلامت یا بیماری والدین، اختلالات روانی وعاطفی، عفت ویا آلودگی، سطح درك »
وفرهنگ،ایمان واعتقاد، خوی واخلاق والدین، همه وهم ه درزندگی انسان مؤثرند.
علم روانشناسی ژنتیک ثابت کرده است که حتی حال وهوای زن وشوهر درحین
انعقاد نطفه، درفرزندان اثر می گذارد، اضطراب وتشویش، امنیت خاطر، حتی
14.« احساس گناه وفریب، درسرنوشت کودك مؤثر است
امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام دربیان این امر مهم می فرم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 بهمن 1392 :: نویسنده : انتظار فرج

با عرض سلام 
باید تاخیر چند ماهه ما رو ببخشید 

سعی كردیم تو این مدت بعد از تحقیقات  فروان یه مقاله جامع و كامل تهیه كنیم 

انشاالله  خداوند متعال و اقا صاحب الزمان (عج) از ما راضی باشند و این بتواند توشه مختصری برای ما گردد



سیری در حجاب

((اللهم انی اسئلک الهدی والتقی والعفاف والغنی والعمل بما تحب وترضی))1

خداوند متعال نسخه های هدایت وسعادت بشریت را به واسطه پیامبران ، هادیان
وراهبران مصلح برای امتهای مختلف فرستاده است، که کاملترین آنها دردین مبین
اسلام متجلی است، این دستورات براساس شناخت دقیق ابعاد گوناگون وجودی
انسان، متضمن دستیابی به زندگی شایسته ونیل به کمال حقیقی وسلامت جسم
وروح اوست .
در آیین مقدس اسلام، برنامه تربیت براساس احیای تمامی تمایلات فطری وهدایت
همه خواهش های طبیعی بشر استوار است وشناخت این تمنیات فطری وارضای
صحیح ومعتدل هر یک از آنها اساسی ترین پایه تربیت انسان می باشد . چنین
تربیتی هماهنگ با نظام حکیمانه خلقت وبر وفق قانون آفرینش است، انسان را به
شایستگی می سازد وموجبات خوشبختی وسعادت ابدی او را فراهم می کند.




((فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطرالناس علیها))2


گرایش به زیبائی از قبیل : زیبا پوشیدن، زیبا سخن گفتن، خود را آراستن، معطر
کردن وتمایلات جنسی، همه وهمه اموری است که از فطرت انسان برمی خیزد.
آنچه مهم است، نگهداشتن حریم وخارج نشدن ازحد اعتدال دراین موارد می باشد،
نه سرکوب کردن خواهشهاوتمایلات فطر ی ودرونی ونه تند روی وافراط درآنها،
اساسا معنای عفت همین است . یعنی شخصی عفیف وپاکدامن است که بتواند
شهوات وغرایز خودرا تحت کنترل درآورد،به طوری که از حد اعتدال خارج نگردد.
پافشاری برمنزلت عفاف دردین اسلام تا جائی است که امام المتقین، امیر مؤمنان
حضرت علی ابن ابیطالب (علیه السلام )، مقام وجایگاه عفیف را با مقام شهید در راه
خدا مقایسه می کند.

((المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف لکاد العفیف ان یکون 
ملکاً من الملائکه
پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدر ت
 گناه دارد وآلوده نمی گردد. همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست))3

راهیان شهادت
اما با کمال تأسف، همزمان با گام نهادن بشر به سکوی آسمان وحکمفرمائی فن
آوری بر مغز واراده بشر، فرشته عفت واخلاق نیز از بسیاری جوامع رخت بربست .
زن که مظهر عفاف، حیا وعشق ورزی به قد است وپاکی، مام بشریت محسوب می
شد وتداعی صفات فرشتگان درروی زمین وکانون گرم خانواده می نمود، به عنوان
ابزاری بی مقدار در کوی وبرزن چون کالائی دردست طماعان وگردانندگان بازار
هوی وهوس درآمد ودرمعرض هجوم همه جانبه جریان های سوء سیاسی
وتبلیغاتی وسراشیبی سقوط قرار گرفت وکرامت ذاتی اش زیر غباری از غفلت
وفراموشی مدفون شد.
ازآن پس، اساس ازدواجها درهم ریخت وهمه به دورآتش شهوت رقصیدند ونظام
های دقیقی که در طول قرنها زندگی آدمیان برای اداره وبقای خانواده وضع شده
بود ونیز روحانی ترین روابط انسانی میان زن ومرد، یکباره فروریخت واز ارزش
واعتبار زن، درنظر مردانی که برای وصول به کعبه وجود زن، حریمی ملکوتی
ساخته بودند، کاسته شد تا آنجا که آنچه ازبدی، گناه، عصیان، خیانت، کم ارادتی
وتجاوز به زن ومقام شامخ او بود، درحق او روا داشتند.
شکی نیست که حفظ سلطه اقتصادی، سیاسی ونظامی کشورهای سرمایه داری
استعمارگری برسایر کشورها ومناطق عقب نگاه داشته شده استعمارزده، بدون
سلطه فرهنگی وتنیده برافکار وعقاید وفرهنگ مردم این مناطق، ممکن نبوده
ونخواهد بود، که استعمار برای رسیدن به این هدف شوم از کتب درسی مدارس
گرفته تا مقالات علمی، برنامه ها ی سینمائی، رادیوئی، تلویزیونی، ویدیوئی، ماهواره
وغیره به صورت گوناگون بهره برداری می کند وهمواره در صدد است که مردم، به
ویژه روشنفکران جوان، بخصوص امت اسلامی را از تاریخ جامعه خود جدا سازد
وطرز تفکر استعماری را رواج دهد وهر چه افزونتر، از خود بیگانگی وبیگا نه پرستی
را توسعه بخشد.
آنچه می تواند جامعه ای را از این تفکرات شوم واضمحلال وسقوط به ورطه نابودی
مصون داشته وحفظ کند، ترویج فرهنگ دقیق عفاف وتبیین ابعاد مختلف آن
درجامعه است. این نوشتار به همین منظور انتخاب وتنظیم یافته است.

پی نوشتها:
-1 صحیفه فاطمیه ، ص 96 ، دعاؤها(علیها سلام )، فی یوم الخمیس،
ازدعاهای حضرت زهرا (سلام الله علیها )
-2 روم ، 30




نوع مطلب : حجاب و عفاف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 بهمن 1392 :: نویسنده : انتظار فرج







بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که زمین را از حجت خود خالی نمی کند

سلام ، سلام من به سلطانی که سالیانی است سلطنش به خاطر سیاهی دلهایی به سالی بعد افتاده است .

سلام ، سلام من به مولایی که بندگان همچون مَنَش ، عنان خودخواهی را به دست گرفته اند و زَرِ دل را با زَنگاری معاوضه می کنند وخبرندارند درکوچه ها ، دلبری به امید دلی نشسته است.

سلام ، سلام مولای من

بر اُوراق گنجانده تاریخ ورقهایی از آنانی ، که با صورت بی سیرتی صدای رهگذری که ندای آشنا را بر زبان داشت و نوای آشنا را به گوشهای دل نوا می داد نمی شنیدند ونمی دیدند که یوسف شدن در زیبایی صورت نیست ، بلکه زیبا شدن در یوسف سیرت بودن است  و ای آقای من بهانه ی دلم از نوایی است که باید یوسف شد ، و دید که کارد به استخوان اثر نمی کند.

آقای من ؛ هنوز نمی دانم  که جمعه ها بها هستند یا بهانه و هنوز نمی دانم که ندبه ها ندا هستند یا نشانه وکُمِیتِ کمیلم که بر سبزه زارهای دل به تندی می تازد ، راه را گم کرده است یا نه آنکه شاه راه را می داند و به بیغوله می رود و هر جمعه که می گذرد سر در زندان می گذارم و در زندان دل خویش ، با زنده ای زمزمه می کنم .

ای آقای من و ای مولای ، زبان ، بهانه ای دوباره از امام زمان خویش دارد و ای شهسوار شبهای بدون سحر ، و ای مونس همدم یتیمان بدون پدر ، ای آقای من جاده ی سبز انتظار با استقبال دلهایی همراه است که کُمِیتِ کمیلشان لنگ می زند و نوای ندبه شان دلی را به چنگ نمی زند.

آقای من ، مهدی من ، دوست دارم در سرزمین دل خبر از آشنایی گیرم که با او آشتی کنم و بگویم که دگر گناه نمیکنم ، حرام را نگاه نمی کنم ، پا به هرجایگاه نمی کنم و پناه به هر پناهگاه نمی کنم .

ای آقای من و ای سیدِ من ، حق داری ، ادعای شیعه شیفتگی می زنیم و حرم ، و پاکی دل را که جای نامحرمان نیست به هر نامحرمی ، محرم می کنیم و با خبرداری ، خود را به بی خبری می زنیم ، و پاکی دل را که قدوم انتظار ، باید محرمش باشد به هر ناشایستی ، شایسته می پنداریم و با این حال ، باز می گوییم ؛ منتظرت هستیم  .

ای مولای من و ای سرور من ؛ انتظار ، واژه ای است که دل را به انقلاب وا می دارد ، که در برابر اهریمن ها و وسوسه های درونی به پا می خیزد و نشان می دهد انتظار ، واژه ای است پاک و مقدس و مدال و تاج و تختی بی مانند که فقط منتظر ، می تواند ازآن بهره ببرد .

ای مولای من ، می دانم اگر علم عشق را برپا می کنی و باز دلت را اَلمِ می کنی و ما باز پاکی دل را به ناپاکان می سپاریم ، و به روی خود نمی آوریم که می بینی و می دانی احوالمان را ، و تو خود را مدهوش می کنی .

ای آقای و مولای من ، این  صخره های گناه ، دل را به سُخره می گیرند و شمیم انتظار را که جز بر منتظران ، شادابی و طراوتی ندارد ، به باد وزانی تشبیه می کند که از سرزمین خزان می وزد.

ای آقای من و ای مولای من ، جویبار اشک ، دیگر دریا را می طلبد که شاید امید رمیده ی دل غایبی ، بشکسته و به ناخدای دریا برسد و بگوید جویبار هم به دریا می ریزد ، و عطر یار را از سرزمین آشنایی به مشام جان برساند .

ای آقا و ای مولا ، خوب شدن و با تو بودن سرمایه می خواهد ، که سرزمین دل به دنبال آن  است  ، ولی هرکجا که می نگرد از عطشناکی خود به سرابی می رسد و باز تشنه تر از قبل به امیدی ، دوباره می گردد و اما نمی داند این سرمایه کلمه ای است که عشق تو را در درون خود گنجانده است.

ای آقا و مولای من ، می دانم دیدن این چنین یوسفی ، دل یعقوبی را می خواهد که با نابینایی چشم ، با روشنی دلی ، پر نور بگردد و کنعانی می خواهد تا نسیم بوی یوسف را از سرزمین های دور بر مشام آن پیر کنعان برساند و بگوید که انتظـار ، کلیدِ برگشت یوسف به شهر کنعان بُوَد.

ای آقای من و ای مولای من ، پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم ، تا شاید خبری از آشناترین ، آشنای هستی ، که در دل سیه و تاریک ما گم شده است ، دریابم و ندایی را که از آهنگ خوش ندبه ی جمعه ها ، با مضمونی با ذکر « یابن الحسن یابن الحسن » است به تو هدیه کنم .

ای آقا و مولای من ، چشمانم بهانه می گیرند ، که چقدر به جاده ی انتظار نگه کردیم و هر روز از نسیم دل خبر زآشنا گرفتیم و خیره شدیم ، باز هم جز آن نسیم که خبری  از انتظاری دوباره داشت ندیدیم .

ای آقای من ، ای مولای من و ای شادی دُوران ها و آرزوی دل مؤمنان ، جمعه را میعادگاهی می دانم که وعده یار درآن میعادگاه به تحقق می پیوندد .


منبع : سایت عصر انتظار


اللهم عجل لولیك الفرج





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دلیل ناشناس بودن امام زمان(عج) در عصر غیبت

*چرا افراد هنگام ملاقات امام را نمی‌شناسند؟

زیرا غیبت که به معنای ناشناس بودن حضرت است، اقتضا می‌کند که دیگران حضرت را نشناسند، پس نشناختن حضرت در چنین ملاقات‌هایی طبق قانون غیبت بوده و دلیل نمی‌خواهد؛ زیرا ایشان در حال غیبت‌اند و نباید غیبت و ناشناس بودن، به ظهور و شناسایی تبدیل شود.

در عین حال با اینکه در زمان غیبت به دلایلی که موجب غیبت شده، امام مهدی(عج) باید از دیده‌ها مخفی باشند، ممکن است کسانی که مشکل بزرگی دارند یا به مقامات معنوی عالی دست یافته‌اند، به محضر آن حضرت شرف‌یاب شوند.

البته این شرف‌یابی می‌تواند متفاوت باشد، برخی حضرت را می‌بینند ولی نمی‌شناسند؛ گروهی می‌بینند و می‌شناسند و حضرت هم با آنان سخن می‌گوید؛ برخی او را می‌بینند و می‌شناسند و اجازه می‌یابند که با ایشان سخن بگویند، این تفاوت‌ها به دلیل اختلاف درجات معنوی افراد است.

در هر حال دلیل اینکه افراد کمی هنگام ملاقات، آن حضرت را می‌شناسند، آن است که شایستگی دیدن همراه با شناخت، در افراد کمی وجود دارد.

چرا نباید برای دیدن بقیة‌الله(عج) اصرار کرد

*آیا دیدن امام زمان(عج) دارای شرایط خاصی است و نصیب هر کسی می‌شود؟ و آیا ندیدن آن حضرت مصلحتی دارد؟

دیدن امام زمان(عج) در عصر غیبت کبری امکان داشته و اگر کسی توفیق یابد، سعادت بزرگی نصیبش شده است، اما همه سعادت این نیست که انسان شبانه‌روز تلاش کند و خواهان دیدن امام باشد، البته دیدن حضرت سبب نمی‌شود که انسان گناه نکند؛ زیرا برخی انسان‌های معاصر دیگر امامان(ع) با وجد دیدن امام معصوم باز هم گناه می‌کردند و حتی گاهی با آنها مخالفت می‌کردند.

دیدن حضرت تأیید بر کردار درست انسان نیست؛ اگر چه نصیب هر کس نمی‌شود، ندیدن حضرت هم دلیل بر خرابی اعمال نیست، بسیاری از بزرگان، علما و مجتهدان، امام زمان(عج) را ندیدند، ولی چه بسا افرادی که مسلمان هم نبودند، ولی چون به مقام اضطرار رسیدند، حضرت از آنها دست‌گیری کرده و از این جهت امام را دیده باشند.

مهم این است که اگر ما او را نبینیم، او ما را می‌بیند و همین اعتقاد برای ترک گناه کافی است.

احمد ‌بن حسن بن ابی‌صالح خجندی، مدتی در جست‌وجوی امام زمان(عج) شهرها را می‌گشت و بسیار جدی بود و اصرار داشت که به حضور آن حضرت مشرف شود، عاقبت نامه‌ای از طریق حسین‌بن روح به این مضمون برای حضرت مهدی(عج) نوشت: «دل من، شیفته جمال تو گشته و همواره در فحص و طلب تو می‌کوشم، تمنا دارم جوابی مرحمت فرمایید که قلب من ساکن شود و دستوری در این باره فرمایید».

جواب آمد: «هر کس در خصوص من جست‌وجو و تجسس کند، مرا می‌طلبد و هر کس مرا بیابد، به دیگران بنماید و هر کس مرا به دیگران بنماید، مرا به کشتن دهد و هر کس مرا به کشتن دهد، مشرک شود».

بنابراین احتمال دارد که به صلاح ما نباشد آن حضرت را ملاقات کنیم، چه بسا دیدار حضرت مایه عجب، تکبر و خودپسندی ما شود که خود مایه هلاکت انسان است.

نظر آیت‌الله بهجت درباره علت نقاب دیدار ما با امام زمان(عج)

*آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان(عج) به ما سر می‌زند؟

قطعا گناه کردن، مهم‌ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان(عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌فرماید: «ما را از ایشان(شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌داریم و از ایشان نمی‌پسندیم».

آیت‌آلله بهجت نیز بیان فرموده‌اند: اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: «ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی(عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است».

از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود».

بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 فروردین 1392 :: نویسنده : انتظار فرج
پرهیز از افراط و تفریط:

امام زمام (عج) در توقیعی می فرمایند:

«تقوا پیشه کنید، تسلیم ما باشید و کار را به ما واگذارید که بر ماست شما را از سرچشمه سیراب بیرون آوریم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوی ما بود ... به سمت راست میل نکنید و به سوی چپ نیز منحرف نشوید.» (1)

 

توجه به آن حضرت همراه با محبت

امام زمان (ع) در توقیع شریفی خطاب به شیعیان می فرمایند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستی به سوی ما قرار دهید و در مسیر دستورات روشن و قطعی دین حرکت کنید که همانا من برای شما خیرخواهی می کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نیکو بودن شما و رحمت و مهربانیمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمی پرداختیم.»(2)

 

ولایت حضرت علی (ع)

در تشرف مرحوم علی بغدادی (ره) در مسیر کاظمین، ایشان پرسش هایی را از محضر امام زمان (ع) می پرسد از جمله می گوید:

پرسیدم: «روزی نزد مرحوم شیخ عبدالرزاق که مدرس حوزه بود، رفتم. شنیدم که بر روی منبر می گفت: کسی که در طول عمر خود روزها روزه باشد و شب ها را به عبادت به سر برد و چهل حج عمره بجای بجای آورد و در میان صفا و مروه بمیرد ولی از دوستداران و محبان و موالیان امیرالمؤمنین (ع) نباشد برای او چیزی محسوب نمی شود.» امام زمان (ع) فرمودند: «آری والله برای او چیزی نیست.»

 

توسل به حضرت زینب (ع) جهت تعجیل در فرج

در تشرف آقا شیخ حسن سامرایی (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زینب (ع) که فرج مرا نزدیک گرداند.» (3)

 

عرضه اعمال به محضر مقدس امام زمان (عج)

در تشرف مرحوم شیخ محمد طاهر نجفی (ره) خادم مسجد کوفه، حضرت می فرمایند: «آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟»

 

شیعیان چرا ما را نمی خواهند؟!

مرحوم حاج محمد علی فشندی تهرانی (ره) می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم، با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (ع) نزدیک گردد. حضرت فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»

 

اخلاص در عمل

یکی از علمای بزرگ اصفهانی می گوید: «شبی در عالم رؤیا امام زمان (ع) را دیدم. به ایشان عرض کردم چه کنم که به شما نزدیک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسید که یعنی در مورد هر کاری ببین اگر امام زمان (ع) این کار را می کند تو هم انجام بده. پرسیدم: «چه کنم که در این امر موفق باشم؟!» فرمود: «الاخلاص فی العمل؛ یعنی، در کارهای خود اخلاص داشته باش.»(4)

 

بردباری و شکیبایی

در تشرف مرحوم سید کریم پینه دوز (ره) از اخیار تهران که در خانه اجاره ای زندگی می کرده است و با پایان یافتن مدت اجاره دچار رنج و زحمت می گردد ضمن اینکه به او بشارت می دهند، نگران نباشید منزل درست می شود می فرمایند: «دوستان ما باید در فراز و نشیب ها شکیبا و بردبار باشند.»(5)

 

تحصیل معارف اهل بیت (ع)

مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علمای بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آیت الله نایینی (ره) داشت و به دنبال درک حقایق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترین رتبه خوانده بود؛ می گوید: «دیدم دلم آرام نگرفته و به درک حقایق عالم توفیق نیافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتی از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سید احمد کربلایی (ره) استفاده می کردم تا از نظر ایشان به حد کمال قطبیت و فناء فی الله رسیدم. اما دیدم این مطالب و این رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بیت علیهم السلام موافق نیست و به آرامش و اطمینان قلب نرسیده بودم.» مرحوم میرزا مهدی اصفهانی (ره) تنها راه نجات را در توسل به پیشگاه حضرت مهدی (ع) می بیند، به همین جهت می گوید: «خود را از بافته های فلاسفه و افکار عرفان خالی کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پیدا کردم. روزی در وادی السلام نزد قبر حضرت هود و صالح علیهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ایشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَیرِ طَریقِنا اَهل البیت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامنی الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ یعنی، جست و جوی معارف و شناخت طریق از غیر مسیر ما اهل بیت طهارت مساوی است با انکار ما و همانا خداوند مرا برای هدایت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهانی (ره) می گوید: «پس از آن از فلسفه و عرفان بیزاری جستم و تمامی نوشته های خود را در این موارد به رودخانه ریختم و به سوی قرآن و احادیث پیامبر (ص) روی آوردم.»

 

کمک به مردم

در توقیعی شریف، به مرحوم آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن اصفهانی (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِی الدِّهلیز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ یعنی، خودت را برای مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهلیز خانه ات قرار بده تا مردم سریع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت های مردم را برآورد، ما یاریت می کنیم.»(6)

 

توجه به پدر و مادر

در احوالات یکی از محبان و شیعیان آمده که پدر پیری داشت و بسیار به او خدمت می کرد. ایشان شب های چهارشنبه به مسجد سهله می رفت اما پس از مدتی این کار را ترک نمود. دلیل آن را پرسیدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزدیک مغرب تنها به مسجد سهله می رفتم عرب بیابانی را دیدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمدیم که امام زمان (ع) راضی نیستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(7)

 

توسل به قمر بنی هاشم (ع)

از مرحوم آیت الله مرعشی نجفی (ره) نقل شده است که یکی از علمای نجف اشرف که به قم آمده بود می گفت: «مدتی برای رفع مشکلی به مسجد جمکران می رفتم و نتیجه نمی گرفتم روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آیا بد نیست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بنی هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفیع قرار دهم؟!» در حالتی میان خواب و بیداری امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نیست و ناراحت نمی شوم بلکه شما را راهنمایی می کنم که چون خواستی از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهی این چنین بگو: یا أبالغوث ادرکنی.»(8)

 

احترام به قرآن

در تشرفی که برای مرحوم حاج شیخ محمدحسن مولوی قندهاری در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روی داده است ایشان می گوید دیدم قرآنی روی زمین بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشیار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسیدم و در قفسه گذاشتم.»(9)

 

خدمت به محرومان

آقای محمد علی برهانی می گوید در خرداد 1358 هـ.ق برای رسیدگی به مردم محروم منطقه فریدن رفته بودم. هنگام بازگشت ماشین خراب شد و در بیابان تنها ماندم. دیدم چاره حز توسل به مولایم حضرت صاحب الزمان (ع) نیست، به آن حضرت متوسل شدن و گفتم: «یا اباصالح المهدی! ادرکنی.» ناگهان وجود مبارک امام زمان (ع) تشریف آوردند و ضمن بشارت به آمدن وسیله نقلیه فرمود: «ما هم اینجا رفت و آمد می کنیم. شما هم خیلی مأجورید چون خدمت به محرومین می کنید. و این روش جدّم حضرت علی (ع) است. تا می توانید در حدّ تمکّن به این طبقه خدمت کنید و دست از این کار بر ندارید که کار خوبی است.»(10)

 

روضه حضرت ابوالفضل (ع)

در تشرّف آقای محمد علی فشندی تهرانی (ره) پس از اینکه نماز امام حسین (ع) در شب هشتم ذیحجه را به او یاد می دهند حاج محمد علی می پرسد: «فردا شب امام زمان (ع) در چادرهای حجاج می آید و به آنان نظر دارد؟» فرمود: «در چادر شما می آیند چون فردا شب مصیبت عموریم حضرت ابوالفضل (ع) در آن خوانده می شود.»(11)

 

ایران شیعه، خانه ماست

مرحوم آیت الله میرزا محمد حسن نائینی (ره) در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس خیلی نگران بودند از این که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بین برود و سقوط کند. شبی به امام عصر (ع) متوسل می شود و در خواب می بیند دیواری است به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده است و در زیر این دیوار تعدادی زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سر آنها خراب می شود. مرحوم نائینی چون این صحنه را می بیند بسیار نگران می شود و فریاد می زند: «خدایا، این وضع به کجا خواهد انجامید؟» در همین حال می بیند حضرت ولی عصر (ع) تشریف آوردند و با دست مبارکشان دیوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جایش قرار دادند و فرمودند: «اینجا (ایران شیعه)، خانه ما است. می شکند، خم می شود، خطر است ولی ما نمی گذاریم سقوط کند ما نگهش می داریم.»(12)

 

مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن

در تشرّف شیخ محمد حسن مازندرانی که به بیماری سل مبتلا بوده است او را شفا می دهند و به او می فرمایند: «بر ت باد به مواظبت بر قرائت قرآن.» (13)

 

 

پی نوشتها :

(1)    بحارالانوار ، ج 52 ، ص179

(2)    بحارالانوار ، ج53، ص179

(3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251-184

(4)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 261

(5)    کرامات العالمین ،ص118

(6)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 6، ص198

(7)    نجم الثاقب ، ص 284

(8)    توجهات حضرت ولی عصر ، ص 160

(9)    ملاقات با امام زمان (عج) ، 330

(10)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 113

(11)شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 149

(12)ملاقات با امام عصر (عج) ، ص 137

(13)برکات حضرت ولی عصر (عج) ، 306





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 فروردین 1392 :: نویسنده : انتظار فرج
انتظار، سرفصل امید به آینده‌ای روشن و مایه عشق و شور و امید و تلاش برای آماده‌سازی خود و جامعه برای آمدن و ظهور امام منتظر است. انتظار، هرگز یك روحیه بازدارنده، فلج‌كننده و یأس‌آور نیست، بلكه موجب دوركردن عنصر بدبینی به آینده، از نهاد انسان در جامعه بشری است. انتظار، معیار ارزش انسان‌ها است. آرزوها و آمال انسان‌ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد و تعالی آن‌ها است. آرزوهای متعالی، حكایت از كمال روح و رشد شخصیت انسان‌ها می‌كند؛ برعكس آرزوهای حقیر و بی‌ارزش، نشان از بی‌اهمیتی و رشدنیافتگی افراد دارد. آرزوها، انسان را به حركت وا می‌دارد.

انتظار، اعتراض دائمی برضد بی‌عدالتی‌ها است؛ نجات از سكون و ركود است، ‌در صحنه‌بودن است. انتظار، نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظایفی كه برای او شمرده شده است عمل كند، به الگوی مطلوب انسان دیندار دست می‌یابد.

انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدای به او، ‌بیعت با او و سرسپاری به فرمان او است؛ سنگربانی عقیده، مرزبانی اندیشه و مبارزه در راه پاسداری از حریم دین و ولایت است. انتظار فرج، كار است، حركت است، تلاشی هدفمند است و با بی‌هدفی، سكون و تن‌آسایی سازگاری ندارد. مگر می‌شود در انتظار سرسبزی روزگاران بود و در فصل برگ‌ریزان، از پا نشست؟

منتظر، تلاشگری نستوه است كه برابر هر انحرافی می‌ایستد و با الهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش، در راه اصلاح خود و جامعه‌اش به جهاد و مقاومت می‌پردازد. از آن زمان كه فرشتگان الهی به امر خدا، برابر حضرت آدم علیه السلام سر به سجده فرود آوردند، بحث از انتظار موعودی از سلاله آخرین پیامبر الهی به میان آمد. دیگر این، وظیفه تمام فرستادگان آسمانی شد كه منتظر باشند و دیگران را هم به انتظار دعوت كنند. آن زمان كه لوط، برابر فاسدان قوم خود قرار گرفت و گفت: «كاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تكیه‌گاهی استوار پناه می‌جستم»(1) اندیشه انتظار قائم، در روح و جانش جاری بود. امام صادق علیه السلام فرمود: 

حضرت لوط  علیه السلام این سخن را نگفت، مگر برای تمنای دسترسی به قدرت قائم ما. و آن تكیه‌گاه استوار، چیزی نبود، جز استواری و توانایی یاران او ... (2).

انتظار، در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه، به نوعی، اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است و همین انتظار موجب می‌شود ارتباط شیعیان با امامشان ـ اگرچه به صورت ارتباط قلبی و معنوی ـ حفظ شود.

 

 

 

اما به‌راستی منتظر واقعی كیست؟...

منتظر واقعی، كسی است كه به امامش معرفت داشته باشد؛ یعنی اعتقاد به ولایت و معرفت به شخصیت او. اعتقاد به ولایت، تعهد و پیمانی است كه جز با اطاعت كامل نمی‌شود. كسی منتظر واقعی است كه علاوه بر خودسازی به دیگرسازی نیز بپردازد، تا از این طریق، زمینه‌های ظهور آن حضرت را فراهم سازد.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش از این‌كه ستاره پرفروغ امامت امامان علیهم السلام طلوع كند، برترین جهاد امتش را انتظار فرج دانسته است؛ زیرا انتظار فرج، انتظار جهاد و انقلابی عظیم بر ضد تمام ظلم‌ها و جنایت‌ها و اجرای عدالت به تمام معنا در سراسر جهان است. حضرت علی  علیه السلام در حدیثی فرموده است:

كسی كه در انتظار اقامه نماز به سر برد، در طی زمان انتظارش، در حال نماز به شمار می‌رود.(3)

پس كسی كه در انتظار اقامه دین حق و برپایی دستورهای الهی در سراسر جهان است، چه پایگاه و منزلتی دارد؟ در زندگی ظاهری دنیا، هر امام، در عصر خود به حمایت و یاری پیروان و شیعیان خود نیاز دارد. امام، اگر علی علیه السلام هم باشد، اگر حمایتگری نیابد و شاهد خیانت دوستان باشد، مجبور به خانه نشینی است، تا چه رسد به امامی كه در غیبت به‌سر می‌برد و انقلاب بسیار عظیمی در پیش دارد كه فقط با حمایت پیروان و شیعیانش تحقق خواهد پذیرفت.

 

اگر منتظر بازگشت یوسف زهراییم، آیا آماده استقبالیم؟...

عاشق و دلباخته گل نرگس، منتظر نشانه و علامت نیست؛ بلكه منتظر خود حضرت است و می‌داند این آمادگی، جز با اطاعت از فرامین آن امام بزرگوار، به‌دست نمی‌آید.

حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  فرمود:

پس هر یك از شما باید به آنچه به وسیله آن به دوستی ما نزدیك می‌شود عمل كند و آنچه از جانب او، ما را به خشم و ناراحتی نزدیك نماید دوری كند؛ زیرا فرج ما آنی و ناگهانی فرا می‌رسد.

این حدیث، وظیفه ما را به خوبی مشخص می‌كند و ما را متوجه این امر می‌كند كه در هر حال باید آماده ظهور حضرت باشیم. امام صادق علیه السلام فرموده است:

برای ظهور و قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خود را مهیا سازید؛ گرچه این آمادگی در حد فراهم كردن یك تیر باشد.(4)

حضرت، برای برپایی عدالت، قیام مسلحانه می‌كند. در حقیقت، این حدیث می‌خواهد بگوید كسی كه طالب ظهور آن حضرت است، باید در جهت زمینه‌سازی نهایت جهاد و كوشش را بنماید.

 

 

 

امام هادی علیه السلام فرمود:

قائم آل محمد، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است كه واجب است در زمان غیبتش منتظر او باشند و زمان ظهورش، مطیع باشند.

بنابراین امام معصوم در این حدیث، انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را واجب دانسته است.

با توجه به جایگاه بلندی كه انتظار در مكتب شیعه دارد و تأكیدها و سفارش‌های فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام بر موضوع انتظار فرج، شیعیان باید به این موضوع اهتمام بیشتر و توجهی درخور داشته باشند. باید مراقب بود اعتیاد به غیبت امام، گریبانگیر ما نشود.

هم‌اكنون هزار و اندی سال از غیبت آن امام معصوم می‌گذرد و هنوز اذن ظهور از ناحیه ذات اقدس اله صادر نشده است.

 

چرا تأخیر؟...

یقیناً تأخیر از ما است؛ زیرا طبق فرمایش مولایمان، این ما هستیم كه یكدل نشده‌ایم و در راه او به‌طور شایسته، قدم بر نداشته‌ایم:

اگر شیعیان ما كه خداوند آنان را در بندگی‌اش یاری كند، در عهد و وفای به ولایت ما یكدل و یك‌صدا بودند، میمنت دیدار و ظهور ما این‌قدر به تأخیر نمی‌افتاد.(5)

عدم وفای به عهد پیروانش، موجب محرومیت جهان بشریت از این فیض بزرگ خدایی شد. آیا جز این است كه زندان غیبت، دستان یداللهی او را بسته است و از تزلزل و تحیر بشریت در غم و اندوه به سر می‌برد و با دلی غمگین، همگان را به دعا برای تعجیل در فرج خویش فرا می‌خواند.

همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم؛ بلكه به وظایفمان مقابل حضرت كه یكی از آن‌ها دعای بسیار برای تعجیل در ظهور او است اهمیت دهیم. به راستی آیا برای ما عذری در كوتاهی از این دعای مهم باقی می‌ماند؟ چرا كه بهترین و مؤثرترین عملی كه بتوان با آن پدر مهربان ارتباط برقرار كرد و بسیار در تعجیل ظهورش مؤثر می‌باشد، دعا است.

مولای ما! شب سیاه غیبت تو بس طولانی شده است. بسیاری در این سیاهی شب به سوی دنیا می‌گریزند؛ اما سپیده دم كه آن‌ها دورش می‌پندارند، به زودی آشكار خواهد شد.

همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم.

  

پی نوشتها:

(1) سوره هود، آیه 80.

(2) بحار الانوار، ج12، ص 158.

(3) بحارالانوار، ج7، ص255.

(4) همان، ج52، ص366.

(5) همان، ج53، ص177.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 فروردین 1392 :: نویسنده : انتظار فرج

راجع به اینکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبی را می گویند و با چه سخنانی آغاز خواهند نمود، روایاتی است، از جمله ی آنها روایتی است که محدّث بزرگوار مرحوم شیخ علی یزدی حائری متوفای سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او می گوید: زمانی که قائم آل محمد علیهم السلام ظهور کند، ما بین رکن و مقام می ایستد و پنج ندا می دهد:

1. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین طَرَحُوهُ عُریاناً.

5. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سَحَقُوهُ عُدواناً. (الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)

آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم، آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده، بیدار باشید ای اهل جهان که جدّ من حسین را تشنه کام کشتند، بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را روی خاک افکندند، آگاه باشید ای جهانیان که حق جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند.

طبق این نقل، سه ندای اخیر، مخصوص و ویژه ی جد بزرگوارش امام حسین (ع) است و مصائب جگرخراش آن سید ابرار را بازگو می کند و اذیت و آزارهای جانکاهی که بر آن حضرت در صحنه ی خونین کربلا رفت، را یادآوری می فرماید.

 

 

 

نخست از قتل جدّ خود سخن می گوید که خود اعظم المصائب و بزرگترین فاجعه، در جهان اسلام به شمار می آید. و در کنار همین مطلب و همراه آن مصیبت تأثرانگیز و رقّت بار، عطش امام حسین (ع) را یاد می کنند، مصیبتی که هیچکس آن را توجیه نمی کند و حتّی درباره دشمن خود نپسندیده و روا نمی دارد و به حقیقت، لکه ننگین و عاری بر دامن بنی امیه و آل زیاد- علیهم اللعنه- و سپاه دیو و دد صفت کوفه و شام گردید که برای ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصیبت رقت انگیز دیگری را از جدّ خود حسین (ع) ذکر می کنند و آن روی خاک افکندن بدن مبارک آن حجت بالغه ی الهی است که در هیچ منطق و مکتبی روا نبوده و نیست. و همراه تذکر این مصیبت، نکته ی دیگری را ذکر می کنند که دلها را می شکافد و اشک غم و اندوه را بر گونه، روان می سازد و آن مصیبت عریان کردن بدن نازنین آن امام معصوم و آن انسان آزاده ی خداجو و با عظمت است که خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه ی بارز امید اهل ایمان بلکه مطلق انسان ها بود.

راستی چه کسی می تواند تحمل این فاجعه ی بزرگ را بکند که بدن مقدس ولی اعظم پروردگار را برهنه روی خاک بیندازند؟

در آخر، از بزرگترین فاجعه ای که در کربلا صورت گرفت و به دست آن وحشی صفتان دور از انسانیت بر بدن مبارک حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) واقع شد، سخن می گویند و آن موضوع کوبیده شدن نازنین پیکر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسین (ع) است. موضوعی که هیچ کسی که کمترین مراتب انسانیت را دارا باشد آن را نمی پذیرد و صحّه بر آن نمی گذارد و با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. موضوعی که هر چند انسان به کشتن دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصیبتی که انسان متعارف و خالی از کینه و پستی، تاب شنیدن آن را ندارد و به حقیقت، انسان از وقوع آن در کربلا آن هم نسبت به بدن پسر ریحانه ی پیامبر اکرم (ص)، شرمسار و سربزیر گردید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

بسم رب الشهدا و الصدیقین
السلام علیک یا ابا صالح المهدی

مدیر وبلاگ : انتظار فرج
نظرسنجی
محتوای سایت چقدر برای شما اموزنده هست ؟









محتوای سایت چقدر برای شما اموزنده هست ؟









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ساعت
تماس با ما
اوقات شرعی اوقات شرعی2 تاریخ روز حرف دل همراه با ایات نورانی قران ذکر شریف
ذکر ایام هفته ذکر ختم صلوات دانشنامه مهدویت احادیث وصیت نامه شهدا روز شمار محرم
روز شمار فاطمیه
روز شمار غدیر
تدبر در ایات نورانی قران دانشنامه سوره های قران پخش زنده از حرم های متبرک اوا 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه
کد حدیث فال حافظ